ميكس ترتيل كامل قرآن با صداي استاد پرهيزگار و ترجمه گوياي فارسي فولادوند (MP3)

ميكس ترتيل كامل قرآن با صداي استاد پرهيزگار و ترجمه گوياي فارسي فولادوند (MP3)

دانلود فایل (MP3)


1. سورة الفاتحة

2. سورة البقرة

3. سورة آل عمران

4. سورة النساء

5. سورة المائدة

6. سورة الأنعام

7. سورة الأعراف

8. سورة الأنفال

9. سورة التوبة

10. سورة یونس

11. سورة هود

12. سورة یوسف

13. سورة الرعد

14. سورة إبراهیم

15. سورة الحجر

16. سورة النحل

17. سورة الإسراء

18. سورة الكهف

19. سورة مریم

20. سورة طه

21. سورة الأنبیاء

22. سورة الحج

23. سورة المؤمنون

24. سورة النور

25. سورة الفرقان

26. سورة الشعراء

27. سورة النمل

28. سورة القصص

29. سورة العنكبوت

30. سورة الروم

31. سورة لقمان

32. سورة السجدة

33. سورة الأحزاب

34. سورة سبأ

35. سورة فاطر

36. سورة یس

37. سورة الصافات

38. سورة ص

39. سورة الزمر

40. سورة غافر

41. سورة فصلت

42. سورة الشورى

43. سورة الزخرف

44. سورة الدخان

45. سورة الجاثیة

46. سورة الأحقاف

47. سورة محمد

48. سورة الفتح

49. سورة الحجرات

50. سورة ق

51. سورة الذاریات

52. سورة الطور

53. سورة النجم

54. سورة القمر

55. سورة الرحمن

56. سورة الواقعة

57. سورة الحدید

58. سورة المجادلة

59. سورة الحشر

60. سورة الممتحنة

61. سورة الصف

62. سورة الجمعة

63. سورة المنافقون

64. سورة التغابن

65. سورة الطلاق

66. سورة التحریم

67. سورة الملك

68. سورة القلم

69. سورة الحاقة

70. سورة المعارج

71. سورة نوح

72. سورة الجن

73. سورة المزمل

74. سورة المدثر

75. سورة القیامة

76. سورة الإنسان

77. سورة المرسلات

78. سورة النبأ

79. سورة النازعات

80. سورة عبس

81. سورة التكویر

82. سورة الإنفطار

83. سورة المطففین

84. سورة الإنشقاق

85. سورة البروج

86. سورة الطارق

87. سورة الأعلى

88. سورة الغاشیة

89. سورة الفجر

90. سورة البلد

91. سورة الشمس

92. سورة اللیل

93. سورة الضحى

94. سورة الشرح

95. سورة التین

96. سورة العلق

97. سورة القدر

98. سورة البینة

99. سورة الزلزلة

100. سورة العادیات

101. سورة القارعة

102. سورة التكاثر

103. سورة العصر

104. سورة الهمزة

105. سورة الفیل

106. سورة قریش

107. سورة الماعون

108. سورة الكوثر

109. سورة الكافرون

110. سورة النصر

111. سورة المسد

112. سورة الإخلاص

113. سورة الفلق

114. سورة الناس

دانلود تفاسیر با ذکر یک صلوات

تفسير نور 1 قرائتی، محسن
تفسير نور 2 قرائتی، محسن
تفسير نور 5 قرائتی، محسن
تفسير نور 6 قرائتی، محسن
تفسير نور 7 قرائتی، محسن
تفسير نور 8 قرائتی، محسن

تفسير نمونه 1 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 2 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 3 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 4 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 5 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 6 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 7 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 8 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 9 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 10 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 11 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 12 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 13 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 14 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 15 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 16 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 17 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 18 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 19 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 20 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 21 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 22 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 23 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 24 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 25 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 26 مکارم شيرازی، ناصر
تفسير نمونه 27 مکارم شيرازی، ناصر

تفسير الميزان 1 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 2 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 3 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 4 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 5 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 6 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 7 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 8 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 9 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 10 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 11 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 12 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 13 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 14 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 15 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 16 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 17 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 18 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 19 طباطبایی، سيد محمد حسين
تفسير الميزان 20 طباطبایی، سيد محمد حسين

تفسير کوثر 1 جعفری مراغی، يعقوب
تفسير کوثر 2 جعفری مراغی، يعقوب
تفسير کوثر 3 جعفری مراغی، يعقوب
تفسير کوثر 4 جعفری مراغی، يعقوب
تفسير کوثر 5 جعفری مراغی، يعقوب
تفسير کوثر 6 جعفری مراغی، يعقوب
مبانی و روش های تفسيری شاکر، محمد کاظم

داستان واقعی توبه علی گندابی

خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و گناهان آنها را تبدیل به حسنات می کند .

کمی از این داستان واقعی :

روزى در یکى از مناطق خوش آب و هواى شهر با یکى از دوستانش روى تخت قهوه خانه براى صرف چاى نشسته بود .هیکل زیبا ، بدن خوش اندام و چهره ى باز و بانشاط او جلب توجه مى کرد .کلاه مخملى پرقیمتى که به سر داشت بر زیبایى او افزوده بود ، ناگهان کلاه را از سر برداشت و زیر پاى خود قرار داد و موهاش رو پریشون کرد و خودش رو سیلی زد ، رفیقش به او نهیب زد : چه مى کنى ؟ جواب داد : اندکى آرام باش و حوصله و صبر به خرج بده ، پس از چند دقیقه کلاه را از زیر پا درآورد و به سر گذاشت . سپس گفت : اى دوست من ! زن جوان شوهردارى در حال عبور از کنار این قهوه خانه بود ،که مرا با این کلاه و قیافه دید شاید به نظرش مى آمد که من از شوهرش زیبایى بیشترى دارم ، در آن حال ممکن بود . نسبت به شوهرش سردى دل پیش آید: نخواستم با کلاهى که به من جلوه ى بیشترى داده گرمى بین یک زن و شوهر به سردى بنشیند .

{ لینک دانلود } داستان توبه علی گندابی       حجم فایل : 2 مگابایت       نوع فایل : MP3

داستان توبه رسول ترک

در روز 5 اسفند سال 1284 شمسی، در محله قدیمی خیابان در شهر تبریز، فرزند مشهدی جعفر و آسیه خانم یعنی رسول چشم به جهان گشود. آسیه خانم یکی از گریه کنان روضه امام حسین (ع)، با عشق و محبتی که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولی بازیهای روزگار از رسول، جوانی خلافکار و لاابالی بارآورد. بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی، رسول شهر و دیار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجایی که رسول آذری زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت یافت. یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. رسول یکی از قلدرهای شروری بود که حتی مأموران کلانتریهای تهران از اینکه بخواهند با او برخورد جدی داشته باشند بیم و هراس داشتند. می شود گفت که رسول از انجام هیچ گناهی مضایقه نکرده بود و این به زعم هیأتی ها که او در مجلسشان بود، گران تمام می شد. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. رسول ساکت بود و فقط با ناراحتی به حرفهای او گوش می داد. خیلی ناراحت و عصبانی شد ولی چیزی نمی گفت. همه جا را سکوت فراگرفته بود. به گمان بعضی ها و طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد. هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقاامام حسین (ع) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی (ع) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح خیلی زود بود و هنوز شهر هیاهوی روزانه خود را شروع نکرده بود که در یکی از خانه ها باز شد و مردی بیرون آمد. از حالتش پیدا بود که برای انجام امری عادی و روزمره نمی رود. او به سوی خانه رسول ترک می رفت. به جلوی درخانه رسید و شروع به در زدن کرد. رسول با شنیدن صدای در، خود را به پشت در رساند و در را باز کرد. پشت در کسی را می دید که به طور ناخودآگاه نمی توانست از او راضی باشد، بله، حاج اکبر ناظم مسئول هیأت دیشبی بود. همان هیأتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود. اما برخورد گرم و صمیمی حاج اکبر حکایت از چیز دگیری داشت. بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند اما چرا؟ مگر چه شده؟ ناظم دیگر بیش از این نمی خواست توضیح دهد ولی اصرار رسول پرده از رازی عجیب برداشت.

مرحوم حاج اکبر ناظم در شب گذشته در عالم خواب دیده بود که در شبی تاریک در صحرای کربلاست. او تصمیم می گیرد که به طرف خیمه های امام حسین (ع) برود ولی متوجه می شود که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. ناظم زمانی که می خواهد به آنجا نزدیکتر شود، سگ به او حمله می کند. وقتی که می خواهد خود را از چنگال آن سگ رها کند متوجه منظره ای عجیب می شود، بله، چهره آن سگ همان چهره رسول ترک بود. مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین (ع) را رسول ترک برعهده داشت. این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. بله، رسول به یکباره اسیر زلف یار شده بود و دیگر هر چه بر زبان می آورد شهد و شکری سوزان بود؛ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند او از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین (ع) می شود به گونه ای که هر سخنی  که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت و از این رو به حاج رسول دیوانه شهرت یافت و داستانهای شگفت انگیزی از او نقل می شود که ارادت او را به این خاندان عزیز اثبات می کند.
سرانجام در شب نهم دی ماه سال 1339 شمسی مصادف با پانزدهم رجب سال 1380 قمری درحالی که او حاج اکبر ناظم را بر بالین خود می بیند با گفتن مکرر »آقام گلدی ، آقام گلدی« روح بزرگش از بدنش خارج و به دیار باقی می شتابد. جنازه مطهرش را در قم، در کنار تربت پاک خانم فاطمه معصومه (س) در قبرستان حاج آقای حائری (قبرستان نو) به خاک می سپارند. روحش همنشین ابدی مولایش باد.

منبع:کتاب رسول ترک  مولف:محمد حسین سیف اللهی

{ لینک دانلود } رسول ترک      حجم فایل : 2.6 مگابایت     نوع فایل : MP3

نمای داخل کعبه ( فایل تصویری ) جهت موبایل

فایل تصویری داخل کعبه که توسط مقامات کشور سعودی گرفته شده است را برای دانلود شما عزیزان قرار داده ایم امیدواریم مورد پسند شما قرار بگیرد .

{ لینک دانلود }  نمای داخل کعبه   حجم فایل : 1.48 مگابایت    نوع فایل : 3GP مخصوص تلفن همراه

خودکشی فرهنگی به سبک فمنیسم(2)

خودکشی فرهنگی به سبک فمنیسم(2)
 سن استفاده از لوازم آرایشی درحالی درایران به دوره راهنمایی رسیده که درکشورهای دیگر آرایش کردن بیشتر در میان زنان مسن دیده می شود و دختران و به ویژه دانشجویان اصلا خود را آرایش       نمی کنند .کارشناسان مقصر اصلی گرایش زیاد جوانان به آرایش افراطی را والدین می دانند.


خودکشی فرهنگی به سبک فمنیسم(1)

فمنیسم

فمنیسم سالها مبارزه نمود تا با احساس شرم در زنان مبارزه کند و آنان را به عرصه های فعال اجتماعی و ســیاسی بکشاند و از آنان موجوداتی بی شـــرم و بی حیا و برهنه بسازد تا بتوانند آزادانه زندگی کنند.متأسفانه آنچه همواره در جنبشهای زنان[فمنیسم]مطالبه گردید، توجه به جسم زن و موقعیت اجتماعی او بود. غافل از آن که مهمترین کمبود در میان زنان، توجه ویژه به روح و انسانیت اوست.


عکس در سایز اصلی و کیفیت بهتر 

حجاب و سلامت نسل

حجاب و سلامت نسل

سلام دوستان ، آیا میدانستید که

تحریكات جنسی كه در حواس پنج گانه ادمی به وجود می اید بر روی سیستم تولید نسل او نقش موثری دارد. دانشمندان معتقدند تحریكاتی كه در چشم بوجود میاید بر غده هیپوفیز كه غده كوچكی در زیر مغز است اثر میگذارد. این غده شش هورمون تولید میكند كه سه نوع ان بر روی سیستم تولید نسل تاثیر دارد. نگاه به زنان بدحجاب و فیلمهای محرك كه چنین اثری را بهمراه دارد در نهایت به تاثیر منفی در فرزندان و اختلالات وراثتی منتهی میشود.(بهداشت ازدواج از نظر اسلام تالیف دكتر صانعی)

هرگاه شنیدید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا میکنند...

هرگاه شنیدید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا میکنند

وقتی حضرت امام (ره) حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی ملعون را صادر کردند اگر مسلمانان آن حکم را اجرا می کردند(می کردیم) کار به اینجا نمی رسید که یک کشیش (بخوانید صهیونیست) جرات کند کتاب خدا ، کتابی که برای یک میلیارد مسلمان بلکه همه دینداران دنیا مقدس است را به آتش بکشد و آن ملعون دیگر به کلام خدا اهانت کند آنهم جلوی چشم پلیس آمریکا و بعد هم پلیس او را اسکورت می کند تا مبادا کسی بهش تعرض کند .


برای دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا کلیک کنید.

تفسير قرآن

یاران سید خراسانی... 

تفسير الميزان
                                          

  تفسير نمونه

آشنايى با تفسيرهاي شيعي

ترتیل به تفکیک 30 جزء قرآن کریم  استاد کریم منصوری دانلود بفرمائید و همزمان گوش دهید.

پخش   دریافت 54:20 جزء 1
پخش   دریافت 50:52 جزء 2
پخش   دریافت 56:05 جزء 3
پخش   دریافت 55:45 جزء 4
پخش   دریافت 56:57 جزء 5
پخش   دریافت 59:39 جزء 6
پخش   دریافت 1:03:59 جزء 7
پخش   دریافت 59:37 جزء 8
پخش   دریافت 57:06 جزء 9
پخش   دریافت 52:29 جزء 10
پخش   دریافت 55:44 جزء 11
پخش   دریافت 59:58 جزء 12
پخش   دریافت 57:35 جزء 13
پخش   دریافت 56:55 جزء 14
پخش   دریافت 59:31 جزء 15
پخش   دریافت 56:17 جزء 16
پخش   دریافت 52:31 جزء 17
پخش   دریافت 57:45 جزء 18
پخش   دریافت 56:13 جزء 19
پخش   دریافت 54:31 جزء 20
پخش   دریافت 54:04 جزء 21
پخش   دریافت 58:32 جزء 22
پخش   دریافت 54:46 جزء 23
پخش   دریافت 54:51 جزء 24
پخش   دریافت 57:10 جزء 25
پخش   دریافت 55:20 جزء 26
پخش   دریافت 55:48 جزء 27
پخش   دریافت 56:55 جزء 28
پخش   دریافت 56:10 جزء 29
پخش   دریافت 51:47 جزء 30

 

روی عکسها کلیک کنید / بخدا دل خودم برا هر کدومش .../ دعا یادتون نره.

خدایا ما رو از یاران حضرت حسین(ع) قرار بده…

خدایا ما را به کربلا و زیارت خیمه گاه حضرت حسین(ع) برسان…

از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است/پس حک کنید بر لحدم عشق من حسین

خدایا زیارت قتلگاه حضرت حسین(ع) رو نصیبمون بگردان…

خدایا ما رو از شفاعت کنندگان حضرتش قرار بده…

خدایا ما رو از شفاعت کنندگان حضرتش قرار بده…

خدایا ما رو از دوستداران حضرتش قرار بده…

خدایا مارو کربلایی کن…

خدایا توفیق زیارت حرم امیر المومنین(ع) را نصیبمون بگردان…

وطنم کرب و بلای حسینه... به تنم رخت عزای حسـینه

امیـــری حسین و نعــم الامیـــر

http://asemangra.persiangig.com/emam%20khamenei1.jpg

این طرح برای آنان که نمی توانند تابندگی رهبرم را تحمل کنند
برای سلامتی و طول عمر حضرت آقا صلوات
برای دریافت طرح با اندازه اصلی به لینک زیر بروید

سفارش علاّمه امينى

مرحوم حجة الاسلام دكتر امينى چنين مى نويسد:
پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم آية اللّه علاّمه امينى نجفى يعنى سال يكهزار و سيصد و نود و چهار هجرى قمرى ، شب جمعه اى قبل از اذان فجر ايشان را در خواب ديدم . او را شاداب و خرسند يافتم .
جلو رفته و پس از سلام و دست بوسى عرض كردم :
پدر جان ! در آنجا چه علمى باعث سعادت و نجات شما گرديد؟
گفتند: چه مى گويى ؟
مجدّداً عرض كردم : آقاجان ! در آنجا كه اقامت داريد، كدام عمل موجب نجات شما شد؟
كتاب الغدير... يا ساير تاءليفات ... يا تاءسيس و بنياد كتابخانه اميرالمؤ منين عليه السلام ؟
پاسخ دادند: نمى دانم چه مى گويى . قدرى واضح تر و روشن تر بگو!
گفتم : آقاجان ! شما اكنون از ميان ما رخت بر بسته ايد و به جهان ديگر منتقل شده ايد. در آنجا كه هستيد كدامين عمل باعث نجات شما گرديد از ميان صدها خدمت و كارهاى بزرگ علمى و دينى و مذهبى ؟
مرحوم علاّمه امينى درنگ و تاءمّلى نمودند. سپس فرمودند: فقط زيارت ابى عبداللّه الحسين عليه السلام . عرض كردم : شما مى دانيد اكنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه كربلا بسته . چه كنم ؟
فرمود: در مجالس و محافلى كه جهت عزادارى امام حسين عليه السلام برپا مى شود شركت كن . ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را به تو مى دهند.
سپس فرمودند: پسرجان ! در گذشته بارها تو را يادآور شدم و اكنون به تو توصيه مى كنم كه زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترك و فراموش نكن . مرتباً زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان . اين زيارت داراى آثار و بركات و فوائد بسيارى است كه موجب نجات و سعادتمندى در دنيا و آخرت تو مى باشد... و اميد دعا دارم .
آرى ! علاّمه امينى با كثرت مشاغل و تاءليف و مطالعه وتنظيم و رسيدگى به ساختمان كتابخانه    اميرالمؤ منين عليه السلام در نجف اشرف مواظبت كامل به خواندن زيارت عاشورا داشتند و سفارش به زيارت عاشورا مى نمودند و به اين جهت خودم حدود سى سال است مداوم به زيارت عاشورا            مى باشم .

فرزندان رهبر بزرگوار و عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید على خامنه اى حفظه الله

با توجه به خواست کاربران مبنی برآشنایی بیشتر با خانواده مقام معظم رهبری، شرحی مختصر پیرامون زندگی فرزندان ایشان مخصوصا فرزندان پسر معظم له خدمت شما ارائه می گردد:
رهبر بزرگوار و عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید على خامنه اى"دام الله ظله علی رئوس المسلمین" فرزند مرحوم آیت الله حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى(ره) در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس، چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند.
معظم له اکنون دارای 6 فرزند هستند. نام خانوادگی همسر ایشان«خجسته» است. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرندان پسرشان سید مصطفی، سیدمجتبی، سیدمسعود و سیدمیثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان 8 سال در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.

یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاههای کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از علمای تهران است. سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. سید میثم کوچکترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است. مقام معظم رهبری همچون امام راحل فرزندان خود را از فعالیت های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند. حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مروی "دامت برکاته" در این رابطه چنین بیان داشتند:
"ایشان چهار فرزند پسر دارند كه هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می‌كنیم. یك بار ندیده‌ام كه اینها راجع به پولی، امكاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بكنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یك فرد معمولی است.
فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی كه نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است كه خود آقا دارند


این خیلی ارزش دارد كه امكانات باشد و موقعیت فراهم باشد و هیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امكانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی‌بینیم. نه خودشان، نه خانواده‌شان!
قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند كه بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌یشان در كارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی‌پسندند. خود اینها هم، هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شده‌اند كه هیچ اقبالی به این چیزها ندارند. فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی كه نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است كه خود آقا دارند. این كه آنها برای خودشان دنبال آینده‌ای باشند‌ زندگی، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می‌شدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیده‌ام.
 



از سمت راست : حجج اسلام سید میثم و سید مصطفی، آیت الله مجتهدی و حجج اسلام سید مجتبی و سید مسعود
سید مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان كه طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره كرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یك روز برای ناهار دعوت كردند. ما رفتیم منزل ایشان. یك سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یك گلدان معمولی خریدیم و رفتیم كه دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب كردم كه آیا این خانه، خانه‌ یك تازه‌داماد است؟ حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول كشور، حتّی خانه‌ یك تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یك خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یك زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یك تازه‌داماد و یك تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌كردم. حواسم بود و تا آنجا كه می‌توانستم، رصد می‌كردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موكت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی. زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.
آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همكاری دارند والان هیچ كدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و كار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت كرده‌اند. خود آقا مصطفی كه الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌كنند. ایشان مكاسب و كفایه در قم تدریس می‌كنند."

حجه الاسلام سید مصطفی خامنه ای
 



حجه الاسلام سید میثم خامنه ای در کنار پدر همسرش آقای لولاچیان
 

حجه الاسلام سید مسعود خامنه ای در کنار پدر همسرش حضرت آیت الله خرازی

درکات جهنم!!!

1 - جحيم : 26 بار در قرآن آمده است . وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِاياتِنا اوُلئِكَ اَصحابُ الجَحيمِ اصحاب جحيم را بر سنگهاى آتشين قرار دهند كه مغزشان مانند ديگ به جوش آيد.
2 - لظى : كلا اِنَّها لَظى * نَزاعَة لِلشَّوى * تَدعُوا مَن اَدبَرَ وَ تَوَلى * وَ جَمَعَ فَاءَوعى
در آنجا پوست بدن دوزخيان در ميان آتش كنده مى شود وآنجا جايگاه كسانى است كه به حق پشت كرده و از معبود حقيقى روى گردانيده اند و در دنيا مال و ثروت فراوان جمع كرده اند و حقوق الهى را نپرداخته اند.
3 - سقر : چهار بار در قرآن تكرار شده است .
سَاءُصليهِ سَقَر * وَ ما اَدريكَ ما سَقَرٌ * لاتَبقى وَ لاتَذَرَ * لَواحَةٌ لِلبَشَرِ * عَلَيها تِسعَةُ عَشَرَ بزودى او را در آتش سقر مى افكنيم و تو چه مى دانى سقر چيست ؟ سقر آتشى است كه پوست و گوشت و استخوان و همه وجود انسان را مى سوزاند و چيزى باقى نمى گذارد. باز خداوند آن اجزا را زنده مى گرداند و بار ديگر آتش سعير همه را مى سوزاند، و آن آتشى است كه پوست را تا زمانى كه ظاهر است و كاملاً نسوخته ، بتدريج و به شدت سياه مى كند و نوزده ملك بر آن موكل هستند.
4 - حطمه : كَلا لَيُنبَذَنَّ فِى الحُطَمَةُ * وَ ما اَدريكَ مَا الحُطَمَةُ * نارُاللهِ المُوقَدَةُ* اَلَّتى تَطَّلِعُ عَلَى الاَفئِدَةِ * اِنَّها عَلَيهِم مُؤ صَدَةٌ * فى عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ
حطمه آتشى است كه خداوند آن را بر افروخته و شراره هاى بزرگى از آن جدا مى شود كه گويا شتران بر هوا مى روند و هر كس را در آن مى افكنند به زودى در هم شكسته مى شود و مى سوزد، تا مانند سرمه اى كوچك شود، در حالى كه روح از آن مفارقت نمى كند، سپس ايشان را به حالت اوليه خود بر گردانند و دو باره در حطمه مى سوزد و اين عمل تكرار مى شود.
5 - هاويه : وَ اَما مَن خَفَّت مَوازينُهُ فَاءُمُّهُ هاوِيَةٌ * وَ ما اَدريكَ ماهِيَه * نارٌ حامِيَةٌاهل هاويه كه در آنجا گرفتار عذاب سخت الهى شده اند فرياد مى زنند: اى فرشته موكل بر هاويه ، به فرياد مابرس . فرشتگان از دوزخيان فريادرسى مى كنند به اينكه ظرفى آتشين مانند مس گداخته كه پر است از چركها و خونها و عرقهائى كه از بدنشان جارى شده ، برايشان مى برند تا آنها بياشامند. هنگامى كه اين ظرف را نزديك صورتهايشان مى برند، پوست و گوشت صورتشان از شدت حرارت آن ظرف آتشين و محتويات آن مى سوزد و كنده مى شود.
اين همان است كه خداوند قهار در قرآن كريم به آن اشاره فرمود:
اِنا اَعتَدنا لِلظالِمينَ نارا اَحاطَ بِهِم سُرادِقَها وَ اِن يَستَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالمُهلِ يَشوى الوُجُوهَ بِئسَ الشَّرابُ وَ سائَت مُرتَفِقا.
هر كس در هاويه بيفتد، هفتاد سال در آتش آن فرو رود. و هر زمان كه پوستش بسوزد واز بين برود، حق تعالى به جاى آن پوست ديگرى مى روياند و مى سوزاند.
6 - سعير: 16 مرتبه در قرآن ذكر شده است .
و آن جايگاهى است كه سيصد سراپرده از آتش است و در هر سراپرده اى سيصد قصر از آتش ، و در هر قصرى سيصد خانه آتشين ، و در هر خانه اى سيصد نوع عذاب ، و در آنجا مارها و عقربها به صورت آتش و غل و زنجيرهاى آتشين قرار دارد. چنانكه خداوند فرمود: اِنا اَعتَدنا لِلكافِرينَ سَلاسِلَ وَ اَغلالا وَ سَعيرا
7 - جهنم : 77 مرتبه در قرآن تكرار شده است . اين بدترين طبقات دوزخ مى باشد.
قُل لِلَّذينَ كَفَرُوا سَتُغلَبُونَ وَتَحشَرُونَ اِلى جَهَنَّمَ وَ بِئسَ المِهادُ فلق و صعود و اثام در اين طبقه قرار دارد فلق چاهى است كه وقتى كه در آن را مى گشايند، جهنم مشتعل مى شود صعود كوهى است از مس در وسط جهنم ، اثام رودخانه اى است از مس گداخته و ذوب شده ، كه در دو طرف كوه جارى است .

فیلتر شکن های بسیار قوی و کاربردی ...!!!

1- نماز: فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44"


2- ماه مبارک رمضان: این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .


3- قرآن : فقط برای فیلتر شکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی(پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ...برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و بفهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است

4- محبت اهل بیت: متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

5- اذکار: این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود
اخطار اخطار : در مورد این فیلتر شکن باید بگویند نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید 

دلیل فیلتر شدن!!!:

وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان ،گوش هایمان وقلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.


حتما از این فیلتر شکن ها استفاده کنید(رد خور نداره).

پخش مستقیم حرمین شریفین


1.gif                   2.gif

3.gif                   5.gif

6.gif                  7.gif

8.gif                 9_2.gif

4.gif                 10.gif






چله

از امروز وارد یه چله میشیم، چله ای که پایانش به روز عاشورا ختم میشه، چله ای که بهترین فرصت آماده سازی خودمون برای نبرد روز عاشورا با یزیدیانه، انشالله.

بعضی از دوستان پیشنهاد خواندن زیارت عاشورا میدادند و بعضی پیشنهادات دیگه.

البته چهله نشینی احتیاج به مراقبت و محاسبه نفس داره که براتون از سایت محترم شیعه ها نرم افزار محاسبه نفس رو گذاشتم «برای اطلاعات بیشتر به سایت شیعه ها مراجعه کنید» که امیدوارم مورد استفاده شما و رضای حق تعالی قرار بگیره.

لینک مستقیم دانلود، حجم ۸,۲ مگابایت

haji 25120000 3 نرم افزار محاسبه نفس

دانلود کتابهایی قرآنی جهت موبایل با ذکر صلوات دانلود کنید

پژوهشى پيرامون تدبردر قرآن‌


عناوين اصلي كتاب شامل:
فهرست مطالب‌؛ پيشگفتار؛ مقدمه‌؛ فصل اوّل زمينه‌هاى تدبر در قرآن‌؛ فصل دوّم كليدهاى (شرايط) تدبر در قرآن‌؛ فصل سوّم اصول اساسى تدبر در قرآن‌؛ فصل چهارم شيوه‌هاى تدبر در قرآن و مراحل آن‌؛ منابع مورد مطالعه و مورد استناد قرآن
مشخصات نشر : تهران سازمان اوقاف و امور خيريه انتشارات اسوه ۱۳۸۱

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: ولي‌الله نقي پورفر
شماره: 2838

خدمات:
2838-pajoheshi-piramoon-tadabor-dar-qoran.zip
تعداد دانلود: 284
تاریخ اضافه شدن: 3.9.2011
2838-fa-pajoheshi-piramoon-tadabor-dar-qoran.apk
تعداد دانلود: 28
تاریخ اضافه شدن: 25.9.2011

شفاخانه معنوى ( شفا از قرآن و احاديث )


شامل : مقدمه ، قرآن و مسئله دعا ، روايات و مسئله دعا ، فصل اول : شفا و درمان با ذكر ، فصل دوم : شفا و درمان به دعا ، فصل سوم : شفا و درمان به قرآن ، فصل چهارم : شفا و درمان با صلوات ، فصل پنجم : ختومات و اذكار ، فصل ششم : شفا و درمان با نامهاى خدا ، فصل هفتم : دستور العملها و توصيه هاى اخلاقى و بهداشتى ائمه (ع ) براى سلامتى جسم و روان و خانواده

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: سعيد موحديان عطار
شماره: 441

خدمات:
441-shafakhaneye-manavi.zip
تعداد دانلود: 1167
تاریخ اضافه شدن: 8.8.2011
441-fa-shafakhaneye-manavi.apk
تعداد دانلود: 156
تاریخ اضافه شدن: 25.9.2011

برگزيده تفسير نمونه‏ جلد 1-5


برگزيده تفسير نمونه‏ جلد 1-5
‏مشخصات نشر : تهران: دارالكتب اسلاميه، ۱۳۸۶

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: احمد علی بابایی
شماره: 2683

خدمات:
2683-bargozedeh-tafser-nemoneh-koli.zip
تعداد دانلود: 484
تاریخ اضافه شدن: 7.8.2011
2683-fa-bargozedeh-tafser-nemoneh-koli.apk
تعداد دانلود: 115
تاریخ اضافه شدن: 26.9.2011

تر جمه قرآن كريم آيت الله مكارم شيرازي


الفاتحه؛ البقره؛ آل عمران؛ النساء؛ المائدة؛ الأنعام؛ الأعراف؛ الأنفال؛ التوبة؛ يونس؛ هود؛ يوسف؛ الرعد؛ إبراهيم؛ الحجر؛ النحل؛ الإسراء؛ الكهف؛ مريم؛ طه؛ الأنبياء؛ الحج؛ المؤمنون؛ النور؛ الفرقان؛ الشعراء؛ النمل؛ القصص؛ العنكبوت؛ الروم؛ لقمان؛ السجدة؛ الأحزاب؛ سبأ؛ فاطر؛ يس؛ الصافات؛ ص؛ الزمر؛ غافر؛ فصلت؛ الشوري؛ الزخرف؛ الدخان؛ الجاثية؛ الأحقاف؛ محمد؛ الفتح؛ الحجرات؛ ق؛ الذاريات؛ الطور؛ النجم؛ القمر؛ الرحمن؛ الواقعه؛ الحديد؛ المجادله؛ الحشر؛ الممتحنة؛ الصف؛ الجمعة؛ المنافقون؛ التغابن؛ الطلاق؛ التحريم؛ الملك؛ القلم؛ الحاقة؛ المعارج؛ نوح؛ الجن؛ المزمل؛ المدثر؛ القيامة؛ الإنسان؛ المرسلات؛ النبأ؛ النازعات؛ عبس؛ التكوير؛ الانفطار؛ المطففين؛ الانشقاق؛ البروج؛ الطارق؛ الأعلي؛ الغاشية؛ الفجر؛ البلد؛ الشمس؛ الليل؛ الضحي؛ الشرح؛ التين؛ العلق؛ القدر؛ البينة؛ الزلزلة؛ العاديات؛ القارعة؛ التكاثر؛ العصر؛ الهمزة؛ الفيل؛ قريش؛ الماعون؛ الكوثر؛ الكافرون؛ النصر؛ المسد؛ الإخلاص؛ الفلق؛ الناس

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: م‍ح‍م‍درض‍ا ان‍ص‍اري‌
شماره: 2677

خدمات:
2677-Tarjome-qorane-karim-ayatollah-makareme-shirazi.zip
تعداد دانلود: 273
تاریخ اضافه شدن: 7.8.2011
2677-fa-Tarjome-qorane-karim-ayatollah-makareme-shirazi.apk
تعداد دانلود: 53
تاریخ اضافه شدن: 26.9.2011

تفسير نور پر بازدید 10



الفاتحه؛ البقره؛ آل عمران؛ النساء؛ المائدة؛ الأنعام؛ الأعراف؛ الأنفال؛ التوبة؛ يونس؛ هود؛ يوسف؛ الرعد؛ إبراهيم؛ الحجر؛ النحل؛ الإسراء؛ الكهف؛ مريم؛ طه؛ الأنبياء؛ الحج؛ المؤمنون؛ النور؛ الفرقان؛ الشعراء؛ النمل؛ القصص؛ العنكبوت؛ الروم؛ لقمان؛ السجدة؛ الأحزاب؛ سبأ؛ فاطر؛ يس؛ الصافات؛ ص؛ الزمر؛ غافر؛ فصلت؛ الشوري؛ الزخرف؛ الدخان؛ الجاثية؛ الأحقاف؛ محمد؛ الفتح؛ الحجرات؛ ق؛ الذاريات؛ الطور؛ النجم؛ القمر؛ الرحمن؛ الواقعه؛ الحديد؛ المجادله؛ الحشر؛ الممتحنة؛ الصف؛ الجمعة؛ المنافقون؛ التغابن؛ الطلاق؛ التحريم؛ الملك؛ القلم؛ الحاقة؛ المعارج؛ نوح؛ الجن؛ المزمل؛ المدثر؛ القيامة؛ الإنسان؛ المرسلات؛ النبأ؛ النازعات؛ عبس؛ التكوير؛ الانفطار؛ المطففين؛ الانشقاق؛ البروج؛ الطارق؛ الأعلي؛ الغاشية؛ الفجر؛ البلد؛ الشمس؛ الليل؛ الضحي؛ الشرح؛ التين؛ العلق؛ القدر؛ البينة؛ الزلزلة؛ العاديات؛ القارعة؛ التكاثر؛ العصر؛ الهمزة؛ الفيل؛ قريش؛ الماعون؛ الكوثر؛ الكافرون؛ النصر؛ المسد؛ الإخلاص؛ الفلق؛ الناس

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: م‍ح‍س‍ن‌ ق‍رائ‍ت‍ي
شماره: 2665

خدمات:
2665-Tafsir-noor.zip
تعداد دانلود: 685
تاریخ اضافه شدن: 7.8.2011
2665-fa-Tafsir-noor.apk
تعداد دانلود: 97
تاریخ اضافه شدن: 26.9.2011

نشانه هاي خداوند در طبيعت

خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند

سوره الرعد, آيه سه

 و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد

سوره الروم, آيه ۲۴ 

و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

سوره النحل, آيه ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

سوره النحل, آيه ۱۲

 و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست

سوره النحل, آيه ۱۳

 و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

سوره الحشر, آيه ۲۱

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

سوره النحل, آيه ۶۹

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

دانلود رايگان کتاب الکترونيکی قرآن مجيد:

دانلود رايگان کتاب الکترونيکی قرآن مجيد:

ParsQuran Daily Verse     ParsQuran Daily Verse 

ParsQuran Daily Verse    

براي ديدن عکسها روی آنها کليک کنيد

مشخصات برنامه:

  - نمايش متن تمامی سوره های قرآن
  - قرآن به سه زبان فارسی, عربي و انگليسی
  - قابليت چاپ کردن سوره ها
  - امکان جستجوی قرآن با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن

برنامه را مي توانيد از اينجا دانلود کنيد:
دانلود برنامه برای Windows XP
دانلود برنامه برای Windows Vista

شام غریبان حضرت سیدالشهدا(ع)

ترک صوتی با تنظیم دیجیتالی با عنوان ای دل ... ویژه شام غریبان حضرت سیدالشهدا(ع)

از حاج محمود کریمی آماده دریافت می باشد.

دریافت فایل صوتی:

ای دل ... | با کیفیت MP3 128

کاری از گروه استدیویی نای دل

« اللهم عجل لولیک الفرج »


آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت

این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما

آرام راه ساحل دریا بگیرد

اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم

شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت

تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید

تا انتقام دست زهرا را بگیرد

مراسم مجمع الذاکرین به صورت هفتگی می باشد.
هر هفته بعد از دعای ندبه در مسجد وحسینیه کاظمیه هرات
بر گزار است به سرپرستي استاد آقاي حيدر پور
در این وبلاک سعی شده است دروس مجمع
در اختيار عزيزان قرار گرفته شود

خواهشمندیم نظرات خود را درباره وبلاگ بنویسید
تا بتوانیم در راه هرچه بهتر شدن وبلاگ و موسسه قدم برداریم.
التماس دعا .............

فضیلت تلاوت سوره های قرآن کریم  

 صبرپیامبران

در زمان هارون الرشید ، مردی ادعای پیامبریک کرد . او را پیش هارون الرشید آوردند . خلیفه دستور داد تا پیامبر دروغین را تازیانه بزنند . او را بر زمین انداختند و پشت و پهلوی او را با شلاق سیاه کردند ، و آن بدبخت ، موقع شلاق خوردن ، ناله و فریاد می کرد و خیلی بی صبری می نمود . مأمون که کودکی بیش نبود و در آن جلسه حضور داشت ، نزدیک آمد و خطاب به آن مرد گفت : فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (احقاف /34 صبر کن همانگونه که پیامبران الوالعزم صبر کردند.

وحي شيطاني

شخصي به (ابن عمر) گفت: مختارگمان مي كند كه به او وحي مي شود. ابن عمر پاسخ داد: البته درست مي گويد، چرا كه خداوند فرموده است:

" و شياطين به دوستان خود وحي( وسوسه ) مي كنند." (انعام /121)

مؤذنی اذان می‌گفت و مردم به تعجیل و شتاب ، روی به مسجد می‌نهادند و برای صف نماز جماعت از هم سبقت می‌گرفتند. ظریفی حاضر بود گفت: واللّه اگر مؤذن به جای حَیّ عَلی الصلاة، حَیّ علی الزكات می‌گفت، مردم در فرار از مسجد بر همدیگر سبقت می‌گرفتند!

. یكی از خلفای عباسی كه بسیار ظالم و ستمگر بود به یكی از ندیمان خویش گفت: ‌برای من لقبی پیدا كن كه پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب‌تر از «نعوذُ باللّه» نیست!

 شخصی شنید كه در شب قدر هزار مرتبه سوره إِنّا أنزلناهُ، باید خواند آن شب هزار مرتبه سوره مباركه را خواند. متأسفانه إِنّا أنزلنا فی لیلة القدر… می‌خواند صبح آن روز او را دیدند كه تسبیح در دست دارد و می‌گوید هُ هُ هُ هُ … به او گفتند چرا چنین می‌گویی؟ گفت: دیشب هُ إنّا أنزلناه را نگفته‌ام، اكنون دارم جبران می‌كنم.

فردی در اجتماعی گفت: من فتنه را دوست دارم و حقّّ را دشمن می‌دارم و آنكه را ندیده‌ام شهادت می‌دهم. عده‌ای گفتند: قتل او واجب است، او را بكشید! در آن میان حكیمی بود كه فرمود:‌ چرا چنین حكم می‌كنید؟!

گفته او مورد تأیید و قبول همگان می‌باشد، چون گفت فتنه را دوست دارم یعنی مال و اولاد را دوست دارم چنانكه پروردگار فرموده است: إنّما أمْوالكُم و أولادُكم فتنة اما گفت كه حق را دشمن می‌دارم یعنی مرگ حق است و من مرگ را نمی‌خواهم و امّا گفت كه آنی را كه نمی‌بینم شهادت می‌دهم. یعنی شهادت بخدای یكتای بی نیاز كه ندیده‌ام، می‌دهم.

روزی فردی داخل مجلس امیری گردید، و در حضور امیر یك طبق شیرینی بود.امیر به خدمتكارش گفت:یك عدد شیرینی به او بدهید.آن فرد چون شیرینی را خورد گفت:ای امیر، پروردگار متعال در سوره یس فرمود:فارسلنا الیهم اثنین امیر دستور داد یك عدد دیگر به او دادند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید :«فعزّزنا بثالث» امیر گفت: یكی دیگر به او بدهند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذا اربعة منّ الطّیر».امیر گفت یكی دیگر به او دادند.

چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذوا اربعة منّ الطّیر»،امیر گفت: یكی دیگر به او دادند.گفت خدا می‌فرماید:«خمسة سادسهم كلبهم».یكی دیگر به او دادند.گفت: خدا می‌فرماید:«انّا خلقنا السّموات و الارض فی ستّة ایّام».یكی دیگر به او دادند گفت:خدا می‌فرماید:«سبع سموات طباقاً» یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«ثمانیة ازواج».یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید :«تسعة رهطٍ».یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«تلك عشرة كاملة».باز یكی به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«احد عشر كوكباً».باز یكی دیگر به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«انّ عدّة الشّهور عندالله اثنی عشر شهراً» یكی میز به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«ان یكن منكم عشرون صابرون»،هست عدد دیگر نیز به او دادند.

گفت:خدا بعد از آن می‌فرماید:«یغلبرا مأتین».پس امیر دستور داد شیرینی را با طبقش پیش او گذاشتند.

گفت:ای امیر اگر چنین دستور نمی‌دادی هر آینه آن آیه شریفه را می‌خواندم كه خدا می‌فرماید:«فارسلنا الی مأة الف او یزیدون»

امیر گفت:مرحبا به هوش و ذكاوت تو، چه بسیار خوشدل شدم از كلمات تو كه از قرآن كریم بیان داشتید. 

 *  از مجله قرآني بشارت

 دلیل ترک نماز
فردی نماز نمی‌خواند ، به او گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ جواب داد: مگر قرآن نمی‌خوانید؟ قرآن می‌فرماید: لا تقرَبو الصَّلاة ؛ نزدیک نماز نشوید و بقیه آیه را که چنین است نخواند: لا تقرَبوا الصَّلاةَ و اَنتُم سُکری ؛ نزدیک نماز نشوید در حالی که مستید.

اطمینان قلبی
همسایه (اصمعی) از او چند درهم قرض کرد. روزی اصمعی به او گفت : آیا به یاد قرضت هستی؟ همسایه جواب داد: بله آیا تو به من اطمینان نداری؟ اصمعی گفت: چرا مطمئنم ، اما مگر نشنیده‌ای که حضرت ابراهیم علیه‌السلام به پروردگارش ایمان داشت و خداوند از او پرسید: «اَوَ لَم تومِن ، مگر ایمان نیاورده‌ای) و ابراهیم علیه‌السلام پاسخ داد: (بَلی وَلکِن لِیَطمئنَّ قَلبی ؛ چرا ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.)
بهره اندک
روزگاری مردم دمشق به بیماری طاعون گرفتار شدند. در این هنگام (ولید بن عبد الملک) تصمیم گرفت که از آنجا خارج شود. به او گفتند : مگر سخن خدای بزرگ را نشنیده‌ای که می‌فرماید : قُل لَن یَنفعکُم الفِرار اِن فَرَرتُم مِن الموت اَو القَتلِ ، و اذاً لا تَمتَعون اِلا قلیلاً ؛ بگو از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت ولید گفت : من فقط همان بهره کم را می‌خواهم نه چیز دیگری را!!

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در ميان جمعی به مسخره بگيرد. به بهلول گفت: هيچ شباهتی بين من و تو هست؟

بهلول گفت: البته که هست.

مرد ثروتمند گفت: چه چيز ما به همديگر شبيه است، بگو! بهلول جواب داد: دو چيز ما شبيه يکديگر است، يکی جيب من و کله تو که هر دو خالی است و ديگری جيب تو و کله من که هر دو پر است.!

مي گن با فرید و مجيد و حميد جمله بساز ، مي گه :
شما ۲ نفريد
به قرآن مجيد
عين هميد

امام كاظم علیه السلام فرمودند:

افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا
می کند، نماز است.
التماس دعا

رو عکسها کلیک کنید دلتون شکست حقیرم از دعای خیرتون بی بهره نگذارید! »

 


السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

آرزومه بیام حرم دور ضریحت طواف کنم
یه یا ابوالفضل که میگم عالم و من فدات کنم...

دانلود

بر من لباس نوکریم را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است...


دانلود



گر چشم روزگار به رو زار میگریست              خون میگذشت از سیروان کربلا



هیچ کجا کرب و بلا نمی شود

گنبد طلایی حضرت عشق


کی میرسد به شش گوشه دستم
کی میرسد به شش گوشه دستم ...؟

السلام علیک یا ابوالفضل العباس


یه سقا ...

یا حجت بن الحسن  عجل علی ظهورک

امان از دل زینب...


گر عشق حسن باشد خرافات , منم مجرم کشم جور مکافات
اگر بدعت بود این سر شکستن , حسین خود میکند مارا مجازات


به دیوار قفس بشکسته ام بال پر خود را
زدم تنهای تنها ناله های آخر خود را
کاظمین
همه زندگی من فدای تو...
یا قمر بنی هاشم




کاشکی یا حسین  ای امیرم اینقدر از خدا عمر بگیرم
  تا که آخرش یه شب بیام کنج صحن زیبات بمیرم



آقاجو بزار ببینم چون که من فقط شنیدم
دیگه خسته شدم از بس عکس کربلا خریدم



یا امیر المومنین علیه السلام
لعن الله من ظلمک و  غصب حقک...


 
چقدر غریب بود مولامون...
 
 
السلام و علیک یا ابوالفضل العباس...
دامن علقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست...
 

« حضرت عشق علیه السلام »

     دانلود

 

دانلود                                                            

   

  دانلود

سلامتی امام زمان عجل الله صلوات

« موسسه قرانی" بیت الاسرا ء" رابیشترحمایت کنید »

موسسه قرانی بیت الاسراء شهرستان دورودبااستعانت ازالطاف خداوندکریم وپیگیری مستمر موسسین و حمایت مسئوولان ذیصلاح در۱۲بهمن۱۳۸۷ همزمان باجشن ۳۰امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با حضورمسئولان محترم شهرستان باالطاف مسوول محترم اداره تبلیغات واسلامی شهرستان وخانواده های محترم قران اموزان افتتاح گردید. 

فعالیتهای اموزشی موسسه

واحدخردسالان:برگزاری کلاسهای مهدقران بامحتوی اموزشی حفظ جزء۳۰،بازی وسرگرمی،کاردستی واموزش خمیربازی واموزش زبان انگلیسی وهمچنین ثبت ونام ازفراگیران یش دبستانی    واحدبزرگسالان:برگزاری کلاسهای روخوانی،روانخوانی وتجوید،تفسیر،ترجمه ومفاهیم،حفظ کل قران کریم،برگزاری طرح قرانی ۱۴۴۳(سوره اسراء)،برگزاری هسته فرهنگی با نظارت اداره تبلیغات اسلامی شهرستان واعطای گواهینامه در ایان هردوره به قران اموزان.

فعالیتهای جانبی

۱-برگزاری جلسه افتتاحیه باحضورقران اموزان ووالدین انها وجمعی از مسوولان شهرستان.۲-برگزاری اختتامیه کلاس های اموزشی واعطای جوایز به۳نفراول در هردوره.۳-شرکت در راهیمایی یوم الله۲۲بهمن.۴-برگزاری دعای پرفیض ندبه هرصبح جمعه.۵-برگزاری اردوی سیاحتی-زیارتی درون شهری وبرون استانی.۶-پیگیری جهت برگزاری دوره تربیت مربی قران کریم.

این موسسه مفتخربه خدمات رسانی به نونهالان وبزرگسالان قرانی است واستعدادهای زیادی هم دربین انها کشف شده است  باتوجه به مرکزیت موسسه که در بهترین نقطه شهر واقع شده است و روز به روز با استقبال پرشور چشمگیرهمشهریان مواجه است ازخداوندسبحان توفیق روزافزون این عزیزان را در راه ترویج فرهنگ قرانی تحت عنایت حضرت ولیعصر(عج)مسالت می دارم.

« تفسیرسوره اسرا »

بسم الله الرحمن الرحيم

﴿فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْناهُ وَمَن مَعَهُ جَمِيعاً ﴿103﴾ وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفاً ﴿104﴾ وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً ﴿105﴾ وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلَي مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلاً ﴿106﴾

يكي از مهم‌ترين عناصر محوري مسائل مكه همان جريان وحي و نبوّت بود بعد از اينكه ذات اقدس الهي جريان حقّانيت قرآن كريم و وحي را تبيين كرد و به صورت جهاني تحدّي فرمود در آيهٴ 88 همين سوره كه ﴿قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَي أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً﴾ انكار آنها را ذكر فرمود از يك طرف, پيشنهاد معجزاتي را از آنها ذكر كرد پاسخ كافي به اين پيشنهاد عطا كرد بعد جريان وجود مبارك موساي كليم و عِناد فراعنه را ذكر كرده درباريان فرعون با اينكه اينها معجزات بيّن و شفاف را ديدند مع‌ذلك ايمان نياوردند بعد فرمود علم به تنهايي براي تأمين سعادت و فلاح كافي نيست ولو انسان معجزات را هم به صورت شفاف ببيند زيرا كار به دست عقلِ عملي است يعني عقلي كه «ما عبد به الرحمٰن و اكتسب به الجنان»1 گرچه ادراك به عهدهٴ عقل نظري است ولي كار به عهدهٴ عقل علمي است تا انسان اين دو نيرو را تعديل نكند, تربيت نكند به مقصد نمي‌رسد بنابراين با ارائهٴ معجزات شفاف ممكن است كسي ايمان نياورد سرّش آن است كه تصميم را عقلِ عملي مي‌گيرد, درك را عقل نظري دارد يعني همان‌طوري كه در بحثهاي قبل گذشت ما در مسئلهٴ حس در نشئهٴ حس بعضي از قُوايمان عهده‌دار ادراك‌اند مثل سمع و بصر, بعضي از قواي ما عهده‌دار كارند مثل دست و پا. دست و پا گرچه نمي‌فهمند و چشم و گوش مي‌بينند و ادراك مي‌كنند لكن رهبري علمي به عهدهٴ چشم و گوش است, رهروي عملي به عهدهٴ دست و پاست حالا اگر دست و پا فلج بود خب ديدن اثر ندارد ديدن نيمي از جريان را به عهده مي‌گيرد عمل براي دست و پاست اين براي نشئه حس و بدن ما. در درون ما هم بشرح ايضاً آن چراغ هدايت به عهدهٴ عقل نظري است كه مي‌فهمد, برهان اقامه مي‌كند با دليل عقلي, با دليل نقلي كه چه چيزي حق است كارهاي جزم به عهدهٴ اوست اين عقل نظري مي‌تواند زيرمجموعهٴ خود را رهبري كند يعني احساس را, تخيّل را, توهّم را رهبري كند آنها به امامت عقل نظري يعني انديشهٴ برهاني حركت كنند اما عزم و اراده و نيّت و اخلاص و امثال ذلك كه به عهدهٴ انديشه نيست ممكن است او بداند كه ريا محرّم است و انسان مُرايي عذاب مي‌بيند اما در موقع عمل آنكه ريا مي‌كند آن نيروي عملي است نه نيروي علمي, آنكه اخلاص مي‌ورزد نيروي عملي است نه نيروي علمي اين عقلِ عملي كه «ما عبد به الرحمٰن و اكتسب به الجنان»2 اگر تربيت شده واقعاً عقل عملي شد اين هم اهل اراده است, ايمان است, اخلاص است و مانند آن اما اگر كار را از عقل عملي گرفتند به شهوت و غضب دادند آن هم ريا مي‌كند, هم بيراهه مي‌رود, هم باطل مي‌طلبد و مانند آن چه اينكه اگر در بخش انديشه كارِ ادراكي و فتوا را بالأخره از عقل نظري بگيرند به دست وهم و خيال بسپارند آن انسان خيال‌انديش يا متوهّم برابر خيال و وهمش فتوا مي‌دهد لذا فرمود موساي كليم(سلام الله عليه) به فرعون فرمود مطلب براي تو به صورت آفتابي روشن شد ولي ايمان نمي‌آوري سرّش آن است.
پرسش: در اينجا ما دو بخش كرديم ايمان و عمل صالح اينها با هم فرق مي‌كند.
پاسخ: بله خب چون ايمان محصول علم است البته علم را در بخشهاي ديگر فرمودند چون علم مقدمه است براي ايمان و اگر به اين ايمان منتهي نشود حجّت علي الشخص است نه للشخص علم ابزار كار است ديگر, خب.
پرسش:...
پاسخ: آنچه كه به انديشه برمي‌گردد عقل نظري است انسان در حقيقت خود انسان است كه كار مي‌كند انسان اگر با برهان مطلب را بخواهد بفهمد اين عقلِ نظري‌اش تأمين مي‌شود اما آن موعظه‌ها و اينها انسان را در بخش عقل عملي ياري مي‌كند كه او در تصميم‌گيري موفق بشود كار را كه در همان مثالهاي ظاهري دست كه كار نمي‌كند كار را نفس مي‌كند با دست درك براي چشم و گوش نيست نفس است با چشم و گوش. در جريان درون هم اين‌چنين است انديشه براي نفس است منتها با نيروي عقل نظري اراده و تصميم و اخلاص براي نفس است منتها با نيروي عقل عملي اين موعظه, تذكّر, نصيحت نفس را در بخش عقلِ عملي تقويت مي‌كند, خب بر علمِ او نمي‌افزايد ولي بر گرايش او مي‌افزايد. فرعون بعد از اينكه حجّت الهي بالغ شد و او عالماً عامداً بيراهه رفت به اين فكر افتاد كه وجود مبارك موساي كليم و مؤمنان را از سرزمين مصر بيرون كند اينها را بركَند, استفزاز كند, استخفاف كند اينها را از سرزمين مصر بردارد فرمود: ﴿فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِنَ الْأَرْضِ﴾ اين ارضِ معهود همان زمين مصر است ﴿فَأَغْرَقْناهُ وَمَن مَعَهُ جَمِيعاً﴾ كه جريان غرق را در بخش از سُوَر قبلي فرمود و همچنين در بحثهاي بعدي خواهد آمد كه ذات اقدس الهي به وجود مبارك موساي كليم(سلام الله عليه) دستور داد كه شبانگاه با همراهانت حركت بكن بعد وقتي هم كه به كنار رود نيل رسيدند آن حادثه پيش آمد كه فرمود: ﴿اضْرِب بِعّصَاكَ الْبَحْرَ﴾3, ﴿فَأَغْرَقْناهُ وَمَن مَعَهُ جَمِيعاً﴾ آنجا فرمود: ﴿فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ﴾4, ﴿فَغَشِيَهُم مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ﴾5 آن‌گاه فرمود: ﴿وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ﴾ ما بعد از غرق فرعون به بني‌اسرائيل گفتيم وارد آن سرزمين بشويد اين ارض دوم همان سرزمين شام است غير از آن ﴿الْأَرْضَ﴾ اول است كه معهود است در سرزمين مصر. در اينكه اينها بالأخره دوباره به مصر برگشتند يا برنگشتند و اگر به مصر برگشتند راهِ برگشتشان به مصر چطور بود؟ راه خروج از مصر به وسيلهٴ ﴿اضْرِب بِعّصَاكَ الْبَحْرَ﴾ جادهٴ خشكي در دريا پيدا شده اينها رفتند برگشتن چگونه برگشتند؟ چه موقع برگشتند آن فعلاً روشن نيست. در سورهٴ مباركهٴ «اعراف» آيهٴ 137 مقداري از اين مباحث گذشت آيهٴ 137 سورهٴ مباركهٴ «اعراف» اين است بعد از اينكه فرمود: ﴿فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ﴾ آن‌گاه فرمود: ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا﴾ ما اين بني‌اسرائيلي كه مؤمنان به موساي كليم(سلام الله عليه) بودند و مستضعَف بودند يعني درباريان فرعون اينها را ضعيف كردند بودند شرق و غرب آن منطقه را ما در اختيار اينها قرار داديم ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَي عَلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَاكَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ﴾ آنجا شايد تا حدودي بحث شده باشد كه آيا اينها به مصر برگشتند يا نه؟ اين ﴿مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا﴾ در بخش خاورميانه به كدام قسمت برمي‌گردد ولي به هر تقدير در سرزمين شام اينها بنا شد مستقر بشوند اينها گفتند كه ما وارد آن سرزمين نمي‌شويم براي اينكه آنجا خطر مرگ هست كه در ﴿فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلاَ إِنَّا هَا هُنَا قَاعِدُونَ﴾6 در ذيل آن آيه مطرح است.
بعد فرمود اين بني‌اسرائيل الآن وارد سرزمين مصر شدند ﴿فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ كه غالب مفسّران اين را ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ را جريان قيامت ذكر كردند از اين ﴿جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفاً﴾ خواستند كمك بگيرند كه اين نظير همان آيهٴ سورهٴ مباركهٴ «واقعه» است كه ﴿إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ ٭ لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾7 ما همهٴ شما را آن روز جمع مي‌كنيم ولي نظر سيدناالاستاد(رضوان الله عليه) اين است كه اين ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ كه در اين بخش پاياني سورهٴ مباركهٴ «اسراء» است به همان بخش آغازين اين سوره برمي‌گردد در اوايل همين سورهٴ مباركهٴ «اسراء» دوتا وعده بود كه فرمود اگر وعدهٴ دوم آمد ﴿لِيَسوءُوا وُجُوهَكُمْ﴾ و مانند آن آيهٴ هفت همين سورهٴ مباركهٴ «اسراء» اين بود ﴿وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ﴾ اگر اين وعدهٴ دوم آمد يك عذاب سنگيني هم نسبت به شما بني‌اسرائيل خواهد شد. ايشان مي‌فرمايند غالب مفسّران اين ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ را قيامت دانستند اما اگر منظور از اين ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ همان آيهٴ هفت سورهٴ مباركهٴ «اسراء» باشد از باب ردّ العجز الي الصدر كه يكي از مُحَسّنات بديعيه است و در قرآن از اين مُحَسِّن بديعي كم استفاده نشده اين با او سازگار است كه پايان فصل به مراحل آغازين بحث برمي‌گردد كه به جمع‌بندي نزديك مي‌شويم اين يك نكته, نكتهٴ ديگر اينكه اگر اين ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ منظور قيامت باشد اين «فاء» تفريع خيلي جايگاهش روشن نيست اين دو نكته در بيان سيدناالاستاد(رضوان الله عليه) است. اما آنچه كه تفسير معروف بين اصحاب تفسير را ترجيح مي‌دهد اين است كه اين ﴿وَعْدُ الْآخِرَةِ﴾ تهديدي است نسبت به بني‌اسرائيل, تهديدي است كه اگر بار دوم آمد ما عذاب سخت را دامنگير شما مي‌كنيم و اين آيه محلّ بحث نسبت به بني‌اسرائيل تهديد نيست اين يكي, و ثانياً واژهٴ لَفيف مناسب با همان مسئله يوم الجمع است كه ﴿إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ ٭ لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾ اين ديگر مناسب با وعد دوم نيست بنابراين آن تفسير رايج شايد اقرب به ذهن بيايد آن‌گاه چون يكي از محورهاي اصلي مسائل مكه همان جريان وحي و نبوّت بود دوباره برمي‌گردند مي‌فرمايند: ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ اين كتاب صدر و ساقه‌اش حق است هم ما حق فرستاديم, هم تو حق گرفتي اين ﴿بِالْحَقِّ﴾ چه به معناي مصاحبه باشد, چه به معناي ملابسه باشد اين قرآن پوششيدهٴ به حق است يا پيچيدهٴ به حق است وقتي پوشيدهٴ به حق باشد يا پيچيدهٴ به حق باشد چيزي غير از حق نمي‌تواند به حرم امن قرآن راه پيدا كند براي اينكه ذات اقدس الهي حق و باطل را در سورهٴ «انبياء» معرفي كرده فرمود هر وقت باطل خواست به جنگ حق برود حق باطل را سركوب مي‌كند, مغزكوب مي‌كند اگر باطل را مغزكوب كرد ديگر جا براي باطل نمي‌ماند همان اوايل سورهٴ مباركهٴ «انبياء» به اين صورت فرمود كه اگر حق بيايد آيهٴ هيجده سورهٴ مباركهٴ «انبياء» ﴿بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَي الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ﴾8 دِماغش را در مي‌آورد دِماغ يعني مغز باطل اگر بخواهد به سراغ حق برود جلوي حق را بگيرد خداوند مي‌فرمايد ما به وسيلهٴ حق باطل را مغزكوب مي‌كنيم ﴿فَيَدْمَغُهُ﴾ دِماغش را در مي‌آورد يعني مغزش را ﴿فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ﴾ پس باطل به حرم امن حق راه ندارد اين «باء» در ﴿بِالْحَقِّ﴾ كه ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ﴾ چه «باء» مصاحبه باشد, چه «باء» ملابسه چه به اين معنا باشد كه قرآن در صحابت حق است يا به اين معنا باشد قرآن در پوشش حق است باطل به هيچ وجه راه ندارد براي اينكه سركوب مي‌شود نتيجهٴ سركوب شدن باطل در برخورد با حق را در سورهٴ مباركهٴ «فصلت» مشخص فرمود در سورهٴ «فصلت» آيهٴ 42 به اين صورت است ﴿وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ٭ لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾ اين ﴿لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ﴾ از سنخ نفي حقيقت است يعني اصلاً باطل راه براي اين ورود به مرز حق ندارد نه از جلو مي‌تواند بيايد نه از پشت سر مي‌تواند بيايد براي اينكه از هر طرف بيايد مغزكوب مي‌شود, نه در عصر خود مي‌تواند بيايد نه در اعصار آينده قرآن آن‌وقتي كه آمده ﴿لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ﴾ در پيش‌روي او, بعد از اينكه نازل شد وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) رحلت كرد بعداً هم باطل به طرف حق نخواهد آمد ﴿لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ﴾ يعني در عصر نزول وحي ﴿وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ﴾ چرا؟ چون ﴿تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾, خب. اين قرآن كه مهفوف به حق است, در صحابت حق است يا در لباس حق است اين‌چنين نيست كه ظاهر قرآن مهفوف باشد باطن نباشد ما اين‌چنين نمونه‌اي نداريم كه لباسي داشته باشيم كه ظاهر و باطن هر دو را بپوشاند ما آنچه كه دركِ عادي ماست و از اين كلمهٴ «باء» ملابسه برمي‌آيد اين «باء» آن هنر را ندارد كه آن معناي دقيق قرآن را به ما بفهماند ما اين «باء» ملابسه را كجا به كار مي‌بريم؟ اگر چيزي لباس شيء ديگر باشد و آن متلبّس به اين باشد اين «باء» را به كار مي‌بريم اگر ظرفي را با پارچه‌اي پوشاندند, پيچاندند يا پوشاندند بدنِ انسان را با لباس پوشاندند اين «باء» را به كار مي‌بريم اما وقتي اين ظاهر برداشته شد اين لباس آن قدرت را ندارد كه بين پوست و گوشت آنجا هم لباس باشد, بين گوشت و استخوان آنجا هم لباس باشد, در درون پوست و همچنين در درون گوشت و همچنين در درون استخوان لباس باشد اين كار از لباس ساخته نيست اين كار از كسي ساخته است كه فيض او هم اين‌چنين است خود خداي سبحان آن دو منطقهٴ ممنوعه كه جا براي بحث نيست آن منطقه‌هاي ممنوع را بحث نمي‌توانيم بكنيم يعني, مقام هويّت مطلقه كه ذات اقدس الهي است در دسترس احدي نيست يك, صفات ذات كه عين ذات است آن هم منطقهٴ ممنوعه است كه در دسترس احدي نيست اين دو, در تمام مباحث و گفته‌ها و نوشته‌ها حواس شريفتان باشد كه وارد اين دوتا منطقهٴ ممنوعه نه مي‌شود شد, نه شده است و نه فايده دارد اين هيچ, مي‌ماند منطقهٴ سوم كه فيض حق است و وجه الله است كه فرمودند: ﴿فَأَيْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ﴾9, ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾10 اين وجه الله فيضِ خداست و ممكن‌الوجود است و قائم به ذات اقدس الهي اين وجه الله «داخلٌ في الأشياء لا بالممازجه» نبايد گفت چون «هو» هست «هو» به الله برمي‌گردد ـ معاذ الله ـ خود الله داخل في الأشياست اين «هو» كه ضمير است ما را فريب ندهد «هو» گرچه به الله برمي‌گردد ولي محور اتحاد موضوع و محمول را محمول معيّن مي‌كند نه موضوع «قد مرَّ غير مرّ» كه اين دو آيه نوراني جوشن كبير و مانند آن دهها بار اين ضمير به الله برمي‌گردد بعد بگوييم او شافي است, او رازق است, او قابض است, او باسط است, او آخذ است, او مُعطي است, او محيي است و مانند آن, اما معنايش اين نيست كه موضوع و محمول با هم در مقام ذات متّحدند چون اگر در مقام ذات متّحد باشند اين محمول متغيّر است «قد يَقبِض قد لا يقبض, قد يحيي قد لا يحيي, قد يشفي قد لا يشفي, قد يرزق قد لا يرزق» اگر اين محمول با ذات متّحد باشد چون محمول زوال‌پذير است ـ معاذ الله ـ ذات هم بايد مشكل داشته باشد بنابراين اين محمولهاي متغيّر ممكن با وجه الله متّحدند نه با خود ذات يا با صفات ذاتيه اين دوتا منطقه وقتي دورش سيم خاردار كشيديم در بحث مواظب بوديم وارد اين حرم امن نشديم مي‌ماند وجه الله حالا اين وجه الله «داخلٌ في الأشياء لا بالممازجه»11 اين جزء ترجيع‌بند رواياتي است كه مرحوم صدوق(رضوان الله عليه) در كتاب شريف توحيد نقل كردند نه دوجا, نه ده‌جا, نه بيست‌جا اين مضمون هست در ادعيه هست, در اذكار هست, در روايات است «مع كلّ شيء لا بالامتزاج» «غير كلّ شيء لا بالمباينه», «داخلٌ في الأشياء لا بالممازجه فهو في الأشياء والج و ليس منها بخارج» اينها فراوان‌اند ما اگر بفهميم چگونه وجه الله در اشياست و چيزي براي اشياء نمي‌ماند آن‌گاه مي‌فهميم چگونه حق در قرآن است و چيزي غير از حق در قرآن نيست.
بيان ذلك اين است اگر «هو في الأشياء والج» يا «داخلٌ في الأشياء لا بالممازجه» اگر شما يك قطره آب را گفتيد فيض خدا آن وجه الله داخل در اين قطره است اين قطره شده دوتا نصف اين «الأشياء» كه جمع محلاّ به «الف» و «لام» است آن دو نصف را مي‌گيرد يا نه, اگر وجه خدا در اشيا هست «لا بالممازجه» در يك قطره آب هست اين يك قطره آب را ما دو قِسم كرديم چون او داخل در اين است حالا در كلّ واحد از اين نصفين كه مشمول الأشياء هستند او داخل است يا نه؟ يقيناً هست, حالا اين كلّ واحد از اين دو جزء شدند دو جزء ديگر جمعاً شده چهار جزء باز «والجٌ في الأشياء» يا نه؟ شما تا هر اندازه كه جزء «لا يتجزّي» به شما اجازه داد برويد اين «والجٌ في الأشياء لا بالممازجه» هست, «داخلٌ في الأشياء لا بالممازجه» هست و هر جا برويد بايد در درون او وجه الله را پيدا كنيد و سرانجام ناچاريد بگوييد كه سراسر عالَم مي‌شود وجه الله ما چيزي به نام آب و در و ديوار نداريم مثل اينكه شما اگر يك بسته كامواي خوب داشته باشيد اين را به صورت ژاكت يا بلوز خوب در بياوري بافنده يك جايش را آستين مي‌كني, يك جايش را يقيه مي‌كني, يك جايش را پشت مي‌كني, يك جايش را جلو مي‌كند بعد گُل و بوته به آن مي‌دهد عكس درخت مي‌كشد عكس مار و عقرب ممكن است بكشد, عكس گُل و بوته مي‌كشد اين يك نخ است كه هر لحظه به شكلي بُت عيّار در آمد وقتي بافنده اين را بافت مي‌شود بلوز يا ژاكت, آستين و دست و جلو و دنبال و گُل و بوته, برگردد باز كند مي‌شود يك مُشت نخ وقتي نفخ صور مي‌شود برمي‌گردد همه از بين مي‌روند ديگر آسمان و زميني نيست الآن كه اين نخ را بافت يك‌جا شده آسمان, يك‌جا شد زمين اين‌چنين نيست كه زمين حقيقتي باشد وجه الله در اين حقيقت باشد يعني اين را نيم بكند در آن نيم نباشد در اين نيم نباشد فقط «بينهما» باشد اين‌چنين نيست آن‌گاه ﴿فَأَيْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ﴾12 معنايش اين است كه اين چيزي را كه شما مي‌بينيد آيت خداست اين روي اول را برداريد به لايهٴ دوم برسيد آيت خداست, لايهٴ دوم را برداريد به لايهٴ سوم برسيد آيت خداست چيزي در جهان پيدا نمي‌كنيد كه خدا را نشان ندهد منتها بايد كاملاً اين صراط مستقيم كه «أدقّ من الشَعْر و أحدّ من السيف»13 است و از مو باريك‌تر است و از شمشير تيزتر انسان بايد مواظب باشد شما در اين كتابهاي فارسي هم مي‌بينيد در رشته‌هاي عربي هم هست ما در تعبيرات فارسي مي‌گوييم فلان كس موشكاف است يعني اين «أدقّ من الشعر» را درك مي‌كند اين مو را كه خيلي پيچيده به هم بسته است اين را مي‌شكافد در تعبيرات عربي وقتي مي‌خواهند از يك محقّق نام ببرند مي‌گويند «و هو مِن الذين شقّق الشَعْر» اينها موشكافي كردند اين موشكافي كردن يعني اين «أدقّ مِن الصراط» را خوب طي كردند صراط مستقيم در بخش انديشه «أدقّ من الشَعر» است, در بخش انگيزه و عمل «أحدّ من السيف» از روي شمشير تيز رفتن هر چه سخت باشد اينها مي‌روند هم انگيزه‌شان با «أحدّ من السيف» همراه است, هم انديشه‌شان با «أدقّ من الشَعر» شما هر چه باز بكنيد چيزي غير از وجه الله و آيه نمي‌بينيد يعني چيزي نيست در عالَم كه خدا را نشان ندهد آيت هم معنايش آيهٴ بازاري نيست آينهٴ بازاري عبارت از آن شيشه شفاف و جيوه و آن قاب و آن چوب و آ‌نها را مي‌گويند آينه ولي قرآن كه آ‌ن را آينه نمي‌داند آن صورتي كه در اين جرم پيدا شده آن مرآت است يعني «ما بِه يُري العاكس» نه «ما به يُري الشخص» اگر مرآت است در همان بيان نوراني امام رضا(سلام الله عليه) كه با سليمان مناظره كرد اين است. به هر تقدير نمونه‌هايي از اين بحث قبلاً گذشت, پس وجه الله در كلّ اشياء هست «لا بالممازجه» اين وجه الله است كه هر لحظي به شكلي بت عيّار در آمد جان برد و نهان شد همان وجه الله وقتي به صورت قرآن در مي‌آيد, به صورت سُور در مي‌آيد به صورت آيه در مي‌آيد اين ظاهرش را مي‌پيچاند و مي‌پوشاند برويد باطن, باطنش را مي‌پيچاند و مي‌پوشاند, برويد باطنِ باطن همين كار اگر گفته شد «القرآن علي الأربعه علي العبارات و الاشارات و اللطائف و الحقائق» كه اين روايت هم از وجود مبارك سيّدالشهداء هم از وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليهما) نقل شد در هر مرحله‌اي از مراحل قرآن شما برويد هم مي‌پوشاند هم مي‌پيچاند اگر گفته شد حبل متين است «طرفه بيد الله سبحانه و تعالي و الطرف الآخر بأيديكم»14 در هر مرحله‌اي ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ لذا اگر كسي اهل قرآن باشد جز حق چيزي نمي‌بيند اين حقّي است متجلّي, اين حقّي است مُتبلور آن‌وقت آن خطبهٴ نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) كه در نهج‌البلاغه دارد خداي سبحان در كتابش تجلّي كرده «فَتَجَلَّي‏ لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ»15 خداي سبحان در كتابش براي بندگان تجلّي كرده ولي خب نمي‌بينند لذا اين لغت آن قدرت را ندارد كه آن حرفها را بيان كند براي اينكه عرب چه مقدار مگر اين الفاظ را وضع كرده بود اين مي‌گفت «باء» براي مصاحبه است يا براي ملابسه خب ملابسه همين لباس و بدن را با «باء» مي‌شود فهماند اما قدري جلوتر درون پوست, درون گوشت, درون استخوان, فواصل بين اينها, بالاي اينها, پايين اينها را كه لباس نمي‌پوشاند اين «باء»يي كه در ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ آمده يعني صدر و ساقه اين حق است باز كني يك حقّ محض است, ببندي شكن شكن پيدا بشود مي‌شود سوره و آيه و جمله و مبتدا و خبر و امثال ذلك ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ آن‌وقت اين معارف بلند وقتي به دست عده‌اي كه آثار تلخ كليسا اينها را منحرف كرده در بين عربها در آمد ـ معاذ الله ـ مي‌گويند قرآن كتابي است و اسلام ديني است كه از قرآن و از اسلام ـ معاذ الله ـ مي‌شود محمّديسم ياد كرد همان‌طوري كه به شما مي‌گويند كمونيسم است, فلانيسم است مي‌گويند اين همان است از آن‌جا غلطان غلطان به فارسي‌زبانها هم سرايت كرده به اين صورت در آمده, خب آدم وقتي كه از مباني خودش خبر نداشته باشد و گوشش به ديگري باشد همين در مي‌آيد اگر قرآن ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ در آمد ديگر كتاب الله است نه محمّديسم آن كجا اين كجا همان را برداشتند ديكته كردند گفتند قرآن كلام خود پيغمبر است, يافته‌هاي خود پيغمبر است ـ معاذ الله ـ جهان‌بيني خود پيغمبر است ـ معاذ الله ـ يعني عصارهٴ فكر پيغمبر از جهان اين است خب ديگران هم افكار ديگر ممكن است داشته باشند خب با اينكه ذات اقدس الهي فرمود: ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ خب مرحلهٴ وسطش «ممّا أنزله الله» است يا نه؟ بارها اينجا بحث شد كه قرآن را خدا آويخت نينداخت آن‌طوري كه باران را نازل كرده كه ـ معاذ الله ـ قرآن را نينداخت كه قرآن را نازل كرد «أنزل المطر», برف و تگرگ را ﴿يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِن جِبَالٍ﴾16 كذا و كذا اين «انزل المطر» هست, «أنزل الثّلج» هست, «ينزل المطر» هست, «ينزل البرد» هست اين انداختن است اما ـ معاذ الله ـ قرآن را انداخت يا قرآن را آويخت اگر قرآن را آويخت پس يك طرفش به دست اوست اين حديث نوراني ثقلين همين است ديگر فرمود: «إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي»17 أحدا ما أكبر فرمود همين قرآن «طرفه بيد الله سبحانه و تعالي و الطرف الآخر بأيديكم»18 خب يكي, دوتا روايت كه نيست اين جزء روايات متواتر ماست ديگر در همهٴ اينها فرمود يك طرفش به دست اوست خب اگر يك طرفش به دست اوست پس او را آويخت نه انداخت و اين حبل است حبلِ انداخته مشكل خودش را حل نمي‌كند الآن اين طنابهايي كه در بازار طناب‌فروش است خب اعتصام به اين حبلها كدام مشكل را حل كرد؟ اينكه خودش پاخور است كه طنابِ انداختهٴ در گوشه مشكل خودش را حل نمي‌كند اما طنابِ آويخته چون به جاي بلند و مستحكم بسته است مشكل همه را حل مي‌كند اين است كه گفتند ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾19 چون يك طرفش به دست اوست اگر يك طرفش به دست اوست مشكل همه را حل مي‌كند ديگر ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ و اين «طرفه بيد الله سبحانه و تعالي» است «و الطرف الآخر بأيديكم» اما در اين امتداد يك سلسله اسكورت مخصوص فرمود ما فرستاديم آنهايي كه بخشي كه از نزد من فرود آمده تا برسد به قلب مطهّر تويِ پيامبر كه ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ٭ عَلَي قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ﴾20 ما در تمام اين مقاطع دو طرف اسكورت از ملائكه فرستاديم كه احدي اينجا راه پيدا نكند آن را در سورهٴ مباركهٴ «جن» بيان كرد آيهٴ 27 به بعد سورهٴ مباركهٴ «جن» فرمود: ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَداً ٭ إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً ٭ لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاَتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَي كُلَّ شَي‏ءٍ عَدَداً﴾ فرمود ما اين قرآن را كه آويختيم نه انداختيم, قرآني كه نازل كرديم پيشاپيش او, پشت سر او فرستاده‌هايي را رصد فرستاديم اينها رصدند اينها كه اهل غفلت نيستند, اينها كه اهل خواب نيستند, اينها كه اهل ضعف نيستند, خب اين اسكورت مخصوص پيشاپيش قرآن هست, پشت سر قرآن هست اين قرآن را با اين جلال و شكوه ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ٭ عَلَي قَلْبِكَ﴾ در بحث سورهٴ مباركهٴ «انعام» آنجا گذشت كه هفتاد هزار فرشته اين سوره را بدرقه كردند قلبي است كه هفتاد هزار فرشته را جا مي‌دهد آنجا در سورهٴ مباركهٴ «انعام» بحثش گذشت شما همين سورهٴ مباركهٴ «انعام» دربارهٴ نزولش اين بحثها را ملاحظه بفرماييد كه هفتاد هزار فرشته اين را آوردند كجا آوردند؟ بر قلب مطهّر پيامبر چنين قلبي است كه گنجايش هفتاد هزار فرشته را دارد فرشته‌ها هم رصدند كه مبادا احدي به اين قرآن دسترسي پيدا كند و دسترسي پيدا نكرده خود فرشته‌ها چطورند؟ خود فرشته‌ها بالصراحه اعتراف كردند فرمودند ما كساني هستيم كه ﴿لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّاً﴾21 خود فرشته را شما وقتي مي‌خواهيد معنا كنيد بهترين راه براي معرفي فرشته خود قرآن كريم است فرشته‌ها مي‌گويند ﴿لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذلِكَ﴾ خدا غريق رحمت كند سيدناالاستاد را اين از لطايف الميزان ايشان است فرشته‌ها مي‌گويند پيشاپيش ما كه مبادي اوّليه است و علل است براي اوست آنچه كه متأخّر از ماست آثار ماست براي اوست آنچه كه بين گذشته و آينده است براي اوست بين گذشته و آينده چه كسي است؟ خود اينها هستند ديگر آن‌وقت چيزي براي فرشته نمي‌ماند فرمود: ﴿لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذلِكَ﴾22 آن‌وقت چيزي به نام فرشته نمي‌ماند اين همان است كه آن فيض مثل همان كاموا كه شما به صورت گل و بوته در آورديد چيزي به نام گل و بوته در عالَم نيست اين كامواست كه به اين صورت در آمده وقتي كه جمع بكند ﴿وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالْسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ﴾23 اين گُلها و بوته‌ها رخت برمي‌بندد يوم النشور كه شد دوباره اينها را باز مي‌كند اين يك فيض است كه به اين صورت خاص در آمده, يك فروغ رخِ ساقي است كه در جام افتاد فرمود: ﴿بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبالْحَقِّ نَزَلَ﴾ آن‌گاه ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً﴾ تو اين حق را دريافت مي‌كني به مؤمنان بشارت مي‌دهي, كافران را انذار مي‌كني كه «أعاذنا الله من شرور أنفسنا و سيّئات أعمالنا».

«و الحمد لله ربّ العالمين»