چگونه نماز را به فرزندانمان معرفی کنیم؟

15455_446_1

چگونه نماز را به فرزندانمان معرفی کنیم؟

در ابتدا به شما تبریک می گوییم که برای تریبت اسلامی فرزندتان تلاش می کنید. والدین حتما باید به این نکته توجه داشته باشند که گروه سنی خردسال، ظرفیت های خاص خود را دارد و بیش از ظرفیت خود پذیرای محتوای اضافی نمی باشد.
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «وظیفه پدر و مادر این است که فرزندان را دلالت به خدا کنند (توجه به خدا) که اعم از نماز خواندن است. اینکه از همان سه سالگی امر به سجده کردن فرزند نماید و سپس کلمه “لاالله الاالله” را به او بیاموزد و با ملایمت و آرامی او را در سن هفت سالگی آموزش نماز دهند تا او در ۹ سالگی بتواند با وضو نماز بخواند.»
راهکار عملیِ ترغیب به نماز در خردسالان:
۱- داشتن برنامه ای مستمر
خانواده برای تربیت دینی و تقویت روحیه نمازخوانی در فرزند باید برنامه داشته باشد و این برنامه به طور مداوم اجرا شود. البته معنای مداومت، آن نیست که با تکرار ملال آور خواسته های خود، روح او را آزرده کنیم و شیرینی عبادت و نماز را در کام او تلخ نماییم. خیلی از جنبه های مداومت می تواند نامرئی و غیرمستقیم باشد.
به طور مثال هر بار سجاده نماز را جلوی دیدگان فرزند خردسال پهن می کنیم تا او را نسبت به نماز علاقه‌مند کنیم. اگر این عمل را به برنامه هر روز خود تبدیل کنیم خواهیم دید که اثر خود را خواهد داشت اصولا اتصال و ارتباط با روح و روان کودک را نباید رها کرد.
۲- الگوسازی و ایجاد فضای معنوی در محیط خانوده
اگر در محیط خانواده فرهنگ نماز گسترش و ژرفا یابد، اگر ترنم نماز، فضای خانه را معطر کند، اگر فرزندان پدر و مادر را به قصد نماز بیابند بی هیچ تردید آنان نیز الگوی خویش را از خانواده خواهند گرفت.
فرزندی که در خانواده ای لبریز از ذکر و یا در محبت خدا به دنیا می آید هیچ گاه نیازی ندارد که آموزش ویژه برای نماز ببیند؛ زیرا از همان آغاز تولد در گوشش اذان و اقامه می گویند و او را به “صلوه” و “فلاح” و “خیرالعمل” دعوت می کنند. در خانه ای که مشحون از ذکر خداست فرزند نیز با این ذکر پرورش می یابد و دلی که با ذکر حق تعالی، جلا یابد هرگز از منبع قدرت لایزال الهی نمی گریزد و “انس” با خدا را در “ذکر” با خدا می یابد.
۳٫ پاسخ به کنجکاوی های کودک به عنوان یک فرصت
کنجکاوی کودک یک ویژگی طبیعی اوست که پاسخ آن ضمن ایجاد آرامش روحی و روانی کودک، فرصت مناسب در اختیار والدین قرار می دهد تا بتوانند رفتارهای مناسب و مطلوب در او به وجود آورند. براین اساس وقتی که فرزندان از مادر در مورد مسائل اعتقادی و نماز می پرسند فرصت مناسب برای ما به وجود آورده اند تا بتوانیم با پاسخ های مناسب و یا طرح سوالات موثر در او اثر تربیتی بگذاریم.
به عنوان مثال وقتی که فرزندی از پدر یا مادر خود سوال می کند:
– این میوه چقدر شیرین و خوشمزه است، از کجا آمده و یا درست شده است؟
– این ماهی چگونه در آب زندگی می کند و نمی میرد؟
– این آسمان و ستاره های زیبا را چه کسی آفریده است؟
و هزاران سوال دیگر، به همین شکل که همه ناشی از حس کنجکاوی کودک است، از طریق همین سوال ها با همان زبان کودکانه که مناسب دریافت اوست می توان او را به سازنده و خالق رهنمون کرد. به او در مقابل همه این داده ها و نعمت ها آموخت که چگونه باید تشکر و قدردانی کرد و به نماز به عنوان یکی از شیوه های تشکر کردن اشاره نمود.
۴٫ حضور در مجامع و محافل نماز
مشاهدات انسان یکی از عوامل موثر در تربیت انسان است. قرآن در آیات متعدد انسان ها را به«دیدن» و «فکر کردن» دعوت می کند. بین «دیدن» و «باور کردن» رابطه مستقیم وجود دارد. باید کاری کنیم که فرزند ما با صحنه های گوناگون اقامه نماز و آماده شدن برای اقامه نماز مواجه شود. شرکت در نمازهای جماعت مسجد محله، شرکت در نماز جمعه و موارد مشابه به آن می تواند در تقویت روحیه نمازگزاردن فرزندان ما موثر باشد.
۵٫ ایجاد ارتباط بین زیبایی و نماز
انسان یک موجود زیبا دوست است و به دنبال زیبایی ها می رود و این ویژگی را خداوند در وجود آدمی قرار داده است؛ بخصوص کودک و نوجوان که بیش از بزرگسالان زیبایی ها را می بیند و دوست دارد. با ترتیب دادن یک سجاده زیبا و چادر نمازی قشنگ برای دختران، جانماز و لباس زیبا برای پسران می توان رغبت آنها به نماز خواندن و حضور در جمع نمازگزاران را فزونی بخشد. هرقدر والدین بتوانند زیبایی ها را با نماز خواندن پیوند بزنند، به همان اندازه موفق تر خواهند بود.
باتوجه به نکات و راهکارهای فوق درمی یابیم که هر اندازه برنامه های والدین و مربیان با نیازها و علایق و رغبت های کودکان و خرد سالان تناسب و هماهنگی داشته باشد، رفتار و نگرش مثبت به آن برنامه ها درآنان افزایش می یابد و هر اندازه این اعمال و روش ها با رغبت و علاقه کودکان فاصله داشته باشد و یا در تعارض باشد، نه تنها جاذبه ایجاد نکرده بلکه باعث بی علاقگی، بی رغبتی و گاه تنفر و بیزاری در آنان می شود.
در هر حال هنر والدین و مربیانی که می خواهند نیاز درونی افراد را به پرستش خدا شکوفا و هدایت کنند این است که زیباترین شکل و شیواترین آموزش ها باید با رغبت های فراگیران همخوانی داشته باشد تا آموزش ها “نهادینه” گردد.
۶٫تشویق کودکان و خردسالان
کودکان و نوجوانان را هنگامى که نماز مى‏خوانند باید مورد تشویق قرار داد (البته باید توجه داشت که تشویق، صورت های مختلف دارد و به سن و درک او و نوع عمل او بستگی دارد).

«رمز از دست دادن عقاید»:
برای هشیاری برخی از والدین علاقه مند به پرورش مذهبی فرزندان، عرض می کنیم که به موارد زیر توجه داشته باشند و رمز ترک عقاید و لامذهبی فرزندشان را در این روابط جستجو کنند:
۱- عدم آگاهی و معرفت نسبت به مسائل مذهبی که خود سبب رسیدن به این نکته می شود که کار مذهب عملی پوچ و بی فایده است.
۲- وجود تناقض در رفتار و کردار، در گفتار و عمل والدین و مربیان که کودک را نسبت به آنها بدبین می سازد.
۳- اِعمال روش های خشک و مستبدانه در آموزش مذهبی و درخواست اطاعت کورکورانه و بی قید و شرط.
۴- عدم توان استدلال منطقی در این رابطه که وجودش برای دفاع از کیان عقیدتی هر کس ضروری است.
۵- وجود افسانه و اساطیر و خرافات و موهومات و شبهات به اسم مذهب که سبب بدنام کردن مذهب می شود.
۶- عدم ایجاد رابطه بین دین و دانش و حتی اصرار به متضاد نشان دادن این دو مسئله.
۷- القاء ترک لذات به اسم دین، بدین ادعا که لازمه دینداری ترک لذات است.
۸- وجود تفاوت بین آنچه که از لحاظ تعالیم مطرح می شود و عمل آن در اجتماع و مسئولان مذهبی جامعه.
۹- تحمیل بدون در نظر داشتن ظرفیت جسمی و روانی کودک.
۱۰- عدم زمینه سازی برای ایجاد آمادگی در کودک به گونه ای که گاهی جاذبه تلویزیون نمی گذارد کودک به دنبال نمازش برود.
۱۱- معاشرت های بی بند و بار و بی ضابطه که موجبات فساد و گمراهی ها را فراهم می آورند.
۱۲- زرق و برق های فسادانگیز محیط و القائات ناروا در این رابطه که ناشی از تلاش جاهلان و دشمنان دوست‌نما است.

«توجه به امانت داری»:
در همه حال فراموش نکنیم که ما امانتدار خداییم. کودک، امانتی است از خدا در دست ما و بعد هم در دست خودش و بعد هم در دست اجتماع و مسئولان دینی. ما در برابر این امانت مسئولیم و باید حساب پس بدهیم. بار مصیبت دو چندان خواهد بود وقتی که ما نه برای خود فکری کرده باشیم، نه برای فرزندانمان. بی اعتنایی و یا سهل انگاری در انجام وظیفه عقوبت آفرین است.
در این راه از چه کسی مدد گیریم؟
در تربیت فرزندان و ساختن و به عمل آوردنشان باید از مددها و نیروهایی استفاده کرد. نخست باید از همت و عزم و اراده خود مدد خواست که جداً به تربیت کودک همت گماریم و بکوشیم او را بسازیم و به عمل آوریم. ثانیاً از آنها که آگاه و صاحبنظرند، از مسئولان تربیت، از معلمان اخلاق، از صاحبنظران در فهم قرآن باید مدد بخواهیم که آگاهی ها و اطلاعات لازم را در این رابطه در اختیارما بگذارند. از فرصت هایی که در اجتماع است، از امکاناتی که دولت و دستگاه های آموزشی در اختیار می گذارند باید به نفع سازندگی و اصلاح کودک استفاده کرد.
و سرانجام باید از هستی بخش مطلق، از مددرسان توانا و نزدیک، از خداوند خلق و امر برای حفظ و به ثمر رساندن امانت خودش طلب کمک کرد.

رابطه وضو و ساختمان مغز

images

رابطه وضو و ساختمان مغز
از دیدگاه دانش فیزیولوژی ، مغز یک سیستم رایانه ای فوق العاده پیشرفته است و همچون رایانه دارای قسمت های مختلفی می باشد. اگر مغز را دارای اقشار مختلفی بدانیم ، یک قشر آن را قشر حسی تشکیل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسی به عضو معینی از بدن مرتبط است . اگر نحوه ارتباط قشر حسی یا بخش های مختلف را روی نقشه ای پیاده کنیم. آدمکی پدید خواهد آمد که آدمک حسی نامیده می شود.
به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحریک کنیم، مغز آدمک حسی همانند مغز انسان واکنش نشان می دهد.
واکنش مغز آدمک حسی نسبت به وضو:
آنچه موجب تعجب و شگفتی دانشمندان نورو فیزیولوژی گردیده این است که اگرعمل وضو همان طورکه ، انسان انجام می هد ، روی آدمک حسی اجراء شود ، آن اعضا بدن آدمی فقط حدود ۲۰ درصد از سطح بدن را شامل می شوند ولی قسمت اعظم قشر حسی تحریک گردیده و واکنش نشان میدهد.
بعبارت دیگر ، می توان از این واکنش معادله زیر با بدست آورد:
مرطوب کردن تمام بدن= مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)
نتایج بدست آمده از این تحقیقات این مطالب را متذکر می گردد که ، وضو وسیله ای برای هوشیاری انسان است و شاید یکی از حکمتهای وجوب وضو برای نمازگزار ، هوشیاری حاصل از آن باشد.

شرمنده ام الهی

بگذار تا بمیرم در این شب الهی

ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه

چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما

دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان

بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم

شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

 

تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم

چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم

ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم

دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را

گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

دل را تو می ‏کشانی بر عرش می ‏کشانی

بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی

دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر

بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر

جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب

از ما مگیر او را جان حسن الهی

در این شب جدایی در کوی آشنایی

هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی

ورود ممنوع‌های شب قدر !!

 


شب قدر، شبی است بزرگ. شبی که صاحب‌دلان در طول سال انتظار رسیدنش را می‌کشند. شبی که به گفته قرآن ملائکه از آسمان به زمین می‌آیند و تقدیر یک سال دیگر، برای بندگان رقم می‌خورد. شبی که می‌توان آن را آغازی نو دانست.


شب قدر

از همین رو در روایات اسلامی تأکیدات فراوانی بر بزرگداشت این شب عظیم به وسیله شب‌زنده‌داری، مناجات، خواندن قرآن و ادعیه، برپا داشتن نمازهای مستحبی و قرآن بر سر نهادن شده است. لکن باید توجه داشت که انجام این سنت‌های نیکو لطمه‌ای بر واجبات نزند و خسرانی جبران‌ناپذیر را به دنبال نداشته باشد. برخی از واجباتی که گاه در این شب مورد غفلت واقع می‌شوند در این مجال بررسی خواهند شد.

ورود ممنوع اول: ترک نماز صبح

معمولا چند ساعتی تا نماز صبح باقی است که شب‌زنده‌داران به خانه بازمی‌گردند و پس از خوردن سحری خواب بر چشمانشان مستولی می‌گردد. این بهترین زمان برای شیطان است تا دست به کار شده و اجر شب ‌زنده‌داران را ضایع کند. فرصتی مناسب برای ترک واجب به بهانه انجام مستحب. و بدا به حال کسانی که فریب شیطان را خورده و نتوانند بر خواب خوش چیره شوند. این در حالی است که صاحب لیالی قدر، امام علی (علیه السلام) در آخرین وصایای خویش به امام حسن (علیه السلام) فرمودند: «فرزندم ! تو را وصیت می کنم به نماز اول وقت».[1] و در این میان نماز صبح جایگاهی شریف‌تر از سایر نمازها دارد. در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که نماز صبح نخواند قرآن از او بیزار است».[2]

ورود ممنوع دوم: نارضایتی پدر و مادر

شب قدر حال و هوایی دیگر دارد. هر کس دوست دارد به مکانی خاص رفته و با افرادی که می‌پسندد همنشین گردد. این شور و اشتیاق به ویژه در جوان‌ها رنگ و بویی دیگر دارد. در این میان والدین به دلائل گوناگون ممکن است با برخی از علائق فرزندان خویش مخالفت نمایند. به آن‌ها اجازه ندهند به تنهایی به هیئت بروند یا آنکه از آن‌ها بخواهند تا پاسی از شب نگذشته به خانه برگردند. شاید برخی از والدین به دلیل کهولت سن یا بیماری، توان شرکت در مراسم را نداشته باشند به همین خاطر از فرزندان خویش می‌خواهند در خانه مراسم را به جا آورند. در این میان مخالفت فرزندان با آنان امری غیرقابل قبول در محضر حضرت حق خواهد بود چرا که وظیفه فرزندان در قبال والدین بسیار سنگین است.

اسلام نیکی به پدر و مادر را در کنار عبادت خداوند قرار داده است و از مسلمین می‌خواهد تمام توان خویش را برای پاسداری از حقوق آنان به پا دارند. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «گناهى كه مانع استجابت دعا مى‌شود و زندگى را تیره و تار مى‌كند، نافرمانى از پدر مادر است».[3] مگر نه اینکه در شب قدر دست نیاز به سوی بی‌نیاز بلند می‌گردد تا حاجات مادی و معنوی برآورده به خیر گردد؟! پس اعمال این شب با نارضایتی والدین تباه خواهند شد. امام هادی(علیه السلام) می‌فرمایند: «آزردن و نافرمانى پدر و مادر، ندارى مى‌آورد و به خوارى مى‌‏كشاند».[4]

برخی از افراد پس از دیدن دوست و آشنا فراموش می‌کنند برای چه امری در این مجلس حضور یافته‌اند. از یاد می‌برند که در مکانی عمومی حضور دارند. جایی که دیگران برای به دست آوردن آرامش از دست رفته در طول سال، بدان پناه برده‌اند. همهمه و سر و صدا، به ویژه در هنگام سخنرانی‌ها، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در مجالس مذهبی است که منجر به ضایع شدن حقوق دیگران می‌گردد. حقی که خدا آن را نمی‌بخشد

ورود ممنوع سوم: ضایع کردن حقوق دیگران

اصولا در هنگام برگزاری مراسم‌های مذهبی، گروه زیادی از افراد، در مکانی محدود، کنار یکدیگر می‌نشینند و به انجام فرائض دینی مشغول می‌شوند. این با هم بودن به خودی خود بسیار زیباست و وحدت و یکدلی امت اسلامی را یادآور می‌شود و می‌تواند سبب ایجاد دوستی‌ها و مودت‌های فراوانی گردد. بسیاری از افراد پس از مدت‌ها یکدیگر را در این مجالس می‌بینند. دیدارها تازه می‌شود و دل‌ها شاد می‌گردد. اما باید توجه داشت که این برکات، آسیب‌هایی را نیز با خود به همراه خواهد داشت که توجه به آن‌ها ضروری است. برخی از افراد پس از دیدن دوست و آشنا فراموش می‌کنند برای چه امری در این مجلس حضور یافته‌اند. از یاد می‌برند که در مکانی عمومی حضور دارند. جایی که دیگران برای به دست آوردن آرامش از دست رفته در طول سال، بدان پناه برده‌اند. همهمه و سر و صدا، به ویژه در هنگام سخنرانی‌ها، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در مجالس مذهبی است که منجر به ضایع شدن حقوق دیگران می‌گردد. حقی که خدا آن را نمی‌بخشد. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اما ظلمی كه بخشوده نمی‌شود ظلمی است كه بعضی از بندگان خدا بر بعض دیگر می‌كنند».[5]

و در روایت دیگری آن حضرت حتی ادای حق الناس را از حق الله مهم‌تر دانسته و می‌فرماید: «خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و كسی كه حقوق بندگانش را رعایت كند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد كرد».[6]

شب قدر

ورود ممنوع چهارم: عدم توجه به حال کودکان

یکی از امور شایع در شب‌های قدر، و به طور کلی هیئات مذهبی، آن است که مادران فرزندان نوزاد و خردسال خویش را با خود به مجالس می‌آورند بی آنکه توجهی به وضعیت روحی فرزند و میزان تاب و توان آن داشته باشند. برخی از نوزادان و کودکان توان تحمل جمعیت زیاد را ندارند و در مجالس شلوغ بی‌تاب گشته و شروع به گریه می‌کنند که نتیجه آن چیزی جز آزار خود کودک، مادر و سایرینی که در مجلس حضور یافته‌اند نخواهد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به یاران خویش توصیه می‌نمودند: «فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربیت كنید: دوستى پیامبرتان و دوستى خاندانش و قرائت قرآن».[7] اما در کنار آن به آنان سفارش می‌نمودند آنچه را که انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرساست از او نخواهند.[8]

حضور در این مجالس به همراه کودکانی که تحمل فضا را ندارند نه تنها فایده‌ای نخواهد داشت بلکه ممکن است منجر به دوری و انزجار آن‌ها از این مراسم‌ها شده و خاطراتی بد را برایشان به همراه داشته باشد. مادران و پدران باید توجه داشته باشند که عبادت و راز و نیاز با خداوند مکان‌بردار نیست. هرکس در هر مکانی می‌تواند روی به سویش آورده و با او نجوا کند. چه بسا ثواب مادرانی که به منظور رعایت حال فرزندان، در خانه و از طریق رادیو و تلویزیون به انجام این سنت اقدام می‌کنند عظیم‌تر از سایرین باشد چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: «هر كس كودك گریان خود را راضى كند تا آرام شود، خداوند از بهشت آن‏قدر به او مى‏دهد تا راضى شود».[9]

البته پسندیده بود اگر در مکان‌های برگزاری مجالس، جایی را برای مراقبت از کودکان قرار می‌دادند تا هم والدین با آسایش خیال به عبادت بپردازند و هم کودکان از این مجال برای بازی استفاده کرده و خاطره‌ای خوش در ذهنشان به جای گذارد.

ورود ممنوع پنجم: عدم رعایت نظافت

زمانی که انسان قرار است در مکانی عمومی حضور یابد بایستی نکات مربوط به نظافت فردی و عمومی را به خوبی رعایت نماید. پوشیدن لباس‌های تمیز، مسواک نمودن دهان و جلوگیری از ریختن زباله، هر چند کوچک و ناچیز، در مکان از امور مهمی است که توجه بدان‌ها به ویژه برای شب‌زنده‌داران اهمیتی بسیار زیاد دارد. هر کس باید خود را به رعایت این امور مقید سازد تا همگی بتوانند در محیطی سالم به انجام مناسک مذهبی بپردازند. امام رضا (علیه السلام) نظافت را در شمار اخلاق انبیا دانسته‌اند[10] و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: «خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاكیزه است و پاكیزگى را دوست دارد».[11]

مولودی امام حسن (ع) حاج منصور ارضی

وقتی که خدا هم گرفتار حسن شد(مدیحه سرایی،سال 91) 

می آید نسیم آشنایی شد ماه مبارک(سرود،سال 91)

رو عکسها کلیک کنید

والپیپر های ولادت امام حسن (ع)

والپیپر های ولادت امام حسن (ع)

والپیپر های ولادت امام حسن (ع)

مهربانی با یتیمان توسط امام حسن علیه السلام

مهربانی با یتیمان

امام حسن علیه السلام

 

محبت و عطابخشی اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسن مجتبی علیه السلام زبانزد عام و خاص گردیده بود. او كه دارای قلبی پاك و رؤوف و پر مهر نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه داشت، همانند پدرش علی بن ابی طالب علیه‌السلام با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم درآمد همراه و همنشین می‌شد، درد دل آنان را با جان و دل می‌شنید و به آن، ترتیب اثر می‌داد و در این حركت انسان‌دوستانه جز خدا را نمی‌دید و اجرش را جز از او نمی‌طلبید و او بارزترین مصداق آیه شریفه ذیل بود:.

"الَّذینَ یُنْفِقُونَ أمْوالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْف عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنُونَ‏" (1)؛

آنانی كه اموال خود را شب و روز، پنهانی و آشكارا انفاق می‌كنند، مزدشان در نزد پروردگارشان خواهد بود، نه ترسی و نه غم و اندوهی بر دل آن‌ها راه پیدا خواهد كرد.

از این روی هر ناتوان و ضعیف و درمانده‌ای درِ خانه آن حضرت را می‌كوبید. چه بسا افرادی از شهر و دیارهای دیگر به امید دستگیری امام مجتبی علیه السلام به مدینه منوره می‌آمدند و از آن دریای جود و كرم بهره می‌جستند. در میان مستمندان سادات و غیرسادات و در راه ماندگان و از راه رسیدگان و ... دیده می‌شد. گاه بر اساس خواسته آنان، هزینه سفر، ازدواج و زندگى، هزینه مداوای مریض و دیگر نیازمندی‌های آنان را پرداخت می‌نمود و گاه بدون هیچ گونه پرسش بر آنان ترحم می‌كرد.

كمك و دستگیری از مستمندان، سالخوردگان و فقرا از سوی آن حضرت، در دوران حاكمیت امیرالمؤمنین علیه السلام و حكومت خود در كوفه و مدینه و بعد از آن به دو صورت انجام می‌گرفت:

الف) كمك‌های مستمر و همیشگی كه شامل سالمندان، ایتام، خانواده‌های شهدا، اصحاب صفّه و ... می‌شد و در چهارچوب منظمی به صورت ماهیانه انجام می‌گرفت. گویا آنان حقوق بگیران دایمی از خاندان اهل‌بیت بودند كه بخش عمده‌ای از موقوفات و صدقات رسول خدا، امیرمؤمنان و فاطمه اطهر علیهم السلام و اموال شخصی حضرت مجتبی علیه‌السلام به این امر اختصاص می‌یافت. امام حسن علیه السلام پیش از آن از سوی پدر بر این كار بزرگ انتخاب و منصوب شده بود و بعد همچنان ادامه یافت. سیاست و برنامه بر این بوده كه اصل موقوفات حفظ گردد و از درآمد آن، فقرا و كسانی كه مال بر آنان وقف شده بود (موقوف علیهم) را تأمین نمایند.

ب) كمك‌های مقطعی آن حضرت به فقرا، بیچارگان و مساكین در همه فراز و نشیب‌های زندگى. این كمك‌ها به طوری زیاد بود كه بخشش و دستگیری آن‌ها زبانزد عموم مردم شده بود.

از امام مجتبی علیه السلام پرسیدند: چگونه است هر سائلی كه بر در خانه شما می آید، ناامیدش برنمی‌گردانید.

حضرت فرمود: من هم نیازمند و محتاجی هستم به درگاه خداوند متعال كه دوست ندارم او مرا دست خالی برگرداند، خداوندی كه نعمت‌هایش را بر ما ارزانی داشته، هرگز نمی‌خواهد بندگانش را محروم كنم، می‌ترسم اگر سائلی را رد كنم، او هم مرا دست خالی برگرداند.

 ۲۰ سخن کوتاه ولی پرمحتوا ار امام حسن مجتبی علیه السلام

  ۲۰ سخن کوتاه ولی پرمحتوا


1. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : زهد چيست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنيا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


2. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : مروت‌ چيست‌ ؟ فرمود : حفظ دين‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


3. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : كرم‌ چيست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پيش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


4. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد بخل‌ چيست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در كف‌ دارى‌ شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ كنى‌ تلف‌ شمارى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


5. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : بى‌ نيازى‌ چيست‌ ؟ فرمود : رضايت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برايش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند كم‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


6 . از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : فقر چيست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چيز .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


7. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : شرف‌ چيست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسايگان‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


8. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : پستى‌ و ناكسى‌ چيست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسيدن‌ و بى‌اعتنايى‌ به‌ همسر .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


9. پناهنده‌ به‌ خدا آسوده‌ و محفوخ‌ است‌ ، و دشمنش‌ ترسان‌ و بى‌ياور

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


10. از خدا بر حذر باشيد با زيادى‌ ياد او ، و از خدا بترسيد به‌ وسيله‌ تقوى‌ ، و به‌ خدا نزديك‌ شويد با طاعت‌ ، به‌ درستى‌ كه‌ او نزديك‌ است‌ و پاسخگو .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


11. بزرگى‌ كسانى‌ كه‌ عظمت‌ خدا را دانستند اين‌ است‌ كه‌ تواضع‌ كنند ، و عزت‌ آنها كه‌ جلال‌ خدا را شناختند اين‌ است‌ كه‌ برايش‌ زبونى‌ كنند ، و سلامت‌ آنها كه‌ دانستند خدا چه‌ قدرتى‌ دارد اين‌ است‌ كه‌ به‌ او تسليم‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


12. بدانيد كه‌ خدا شما را بيهوده‌ نيافريده‌ و سر خود رها نكرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معين‌ كرده‌ ، و روزى‌ شما را ميانتان‌ قسمت‌ كرده‌ ، تا هر خردمندى‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد كه‌ هر چه‌ برايش‌ مقدر است‌ به‌ او مى‌رسد ، و هر چه‌ از او نيست‌ به‌ او نخواهد رسيد ، خدا خرج‌ دنياى‌ شما را كفايت‌ كرده‌ و شما را براى‌ پرستش‌ فراغت‌ بخشيده‌ و به‌ شكرگزارى‌ تشويق‌ كرده‌ ، و ذكر و نماز را بر شما واجب‌ كرده‌ و تقوى‌ را به‌ شما سفارش‌ كرده‌ ، و آن‌ را نهايت‌ رضايت‌مندى‌ خود مقرر ساخته‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)


13. اى‌ بندگان‌ خدا ، از خدا بپرهيزيد ، و بدانيد كه‌ هر كس‌ از خدا بپرهيزد ، خداوند او را به‌ خوبى‌ از فتنه‌ها و آزمايشها برآورد و در كارش‌ موفق‌ سازد و راه‌ حق‌ را برايش‌ آماده‌ كند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)


14. هيچ‌ مردمى‌ با هم‌ مشورت‌ نكند مگر اينكه‌ به‌ درستى‌ هدايت‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


15. پستى‌ و ناكسى‌ اين‌ است‌ كه‌ شكر نعمت‌ نكنى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


16. در طلب‌ مانند شخص‌ پيروز مكوش‌ ، و مانند كسى‌ كه‌ تسليم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نكن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ كسب‌ و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و ميانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌ از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزى‌ نيست‌ ، و حرص‌ موجب‌ زيادى‌ رزق‌ نيست‌ . به‌ درستى‌ كه‌ روزى‌ قسمت‌ شده‌ و حرص‌ زدن‌ ، موجب‌ گناه‌ مى‌شود .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


17. انسان‌ تا وعده‌ نداده‌ ، آزاد است‌ . اما وقتى‌ وعده‌ مى‌دهد زير بار مسؤوليت‌ مى‌رود ، و تا به‌ وعده‌اش‌ عمل‌ نكند رها نخواهد شد .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 113)


18. آن‌ كس‌ كه‌ بر حسن‌ اختيار خداوند توكل‌ و اعتماد كند ( و به‌ قضا و قدر الهى‌ خوشنود باشد ) آرزو نمى‌كند در غير حالى‌ باشد كه‌ خداوند برايش‌ اختيار كرده‌ است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


19. خيرى‌ كه‌ هيچ‌ شرى‌ در آن‌ نيست‌ ، شكر بر نعمت‌ و صبر بر مصيبت‌ و ناگوار است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


20. آن‌ حضرت‌ - عليه‌ السلام‌ - به‌ مردى‌ كه‌ از بيمارى‌ شفا يافته‌ بود ، فرمود : خدا يادت‌ كرد پس‌ يادش‌ كن‌ ، و از تو گذشت‌ پس‌ شكرش‌ كن‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


21. هر كس‌ كه‌ پيوسته‌ به‌ مسجد رود يكى‌ از اين‌ هشت‌ فايده‌ نصيبش‌ شود :

آيه‌ محكمه‌ ، دست‌يابى‌ به‌ برادرى‌ سودمند ، دانشى‌ تازه‌ ، رحمتى‌ مورد انتظار ، سخنى‌ كه‌ او را به‌ راه‌ راست‌ كشد يا او را از هلاكت‌ برهاند ، ترك‌ گناهان‌ از شرم‌ مردم‌ و ترس‌ از خدا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)


22. به‌ درستى‌ كه‌ پر ديدترين‌ ديده‌ها آن‌ است‌ كه‌ در خير نفوذ كند ، و شنواترين‌ گوشها آن‌ است‌ كه‌ تذكرى‌ را بشنود و از آن‌ سود برد ، سالمترين‌ دلها آن‌ است‌ كه‌ از شبه‌ها پاك‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)